ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: برگزاری دومین سوگواره شعر امام صادق(ع) با عنوان «صادقانه‌ها»
۞ :: تازه ترین مطایبه ی منظوم عباس خوش عمل و علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : فراخوان «جشنواره داخلی فلسطین»
۞ :: رضا اسماعیلی: معرفی برترین و جدیدترین‌ آثار ادبی با موضوع فلسطین
۞ :: اختصاصی : فراخوان نخستین کنگره ملی شعر فاطمی
۞ :: اختصاصی : مسابقه شعر «حماسه گوهرشاد» فراخوان داد
۞ :: یادی از «طاهره صفارزاده» ‎در «‎چمدانت چه قدر جا دارد»/ جشن امضای اینترنتی
۞ :: اختصاصی : ناصر امامی، شاعر مرواریدهای غلتان درگذشت
۞ :: اختصاصی : کنگره شعر مادر انقلاب برگزیدگان خود را شناخت
۞ :: اختصاصی : دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: مطالعه کم و تکیه بر شنیدارها از آفت‌های شعر آئینی است
۞ :: احوالپرسی از «محبت»/ روزگار امروز شاعری که در کتاب‌های درسی خوش درخشید
۞ :: بیماری عجیب حسین آهی
۞ :: کنگره شعر امام حسن(ع) فراخوان داد
۞ :: شب شعر «در محضر كريم اهل بيت(ع)» برگزار می‌شود
۞ :: فراخوان جشنواره داخلی فلسطین منتشر شد
۞ :: ضرورت ارائه تصویری از شعر جوان و پیشرو کشور در دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: عرض ارادت شاعران به ساحت حضرت خدیجه (س)
۞ :: ۱۰ اثر برگزیده جشنواره شعر «مادر انقلاب» (مرضیه دباغ) مشخص شدند
۞ :: محمدرضا هاشمی‌زاده درگذشت



بشنو از نی

🌺🌿 آرش شفاعی.

خواستم تا به شـرح عرضه دهم خواست‌های تنم، دهانم را
بـــا زبـــــان بــــدن بــــه زیبــــایــی بنـــــد می‌آوری زبانم را

قهوه‌ام غم کشید تا دیدم حالت چشم تو عوض شده است
چای ساده شراب صافی شد ، چون تو پـرکردی استکانم را

رفتی و مـن نشسته در قفسم ، جـــزو تاریکی اتاق شدم
کاش بــا دانه‌های بـوسـۀ خـــود پــر کنــی گاه چینه دانم را

از عزیزان یکــی دلم را بـرد ، آن که ســرگــرم پرتقالش بود
حاضرم تــا بــه چـــاه بـــرگــردم ، بــاخبـــر کـن برادرانم را

تیشۀ خسته را زمین انداخت ، دیـدم از دور شانه‌اش لرزید
تـا بــه فـــرهــــاد کـوه‌کـن گفتنـد پیشگفتــــار داستانم را

مانده از سال‌های دورادور ، حســـرت یک گنـاه در دل من
مطمئناً سفیــــد خــواهــم داد ، بــــرگـــۀ روز امتحانم را

سرنوشتم چنین رقم زده شدکه به گیسوی توگره بخورم
من خودم قاتل خــودم نشدم ، آسمـان بافت ریسمانم را

من که راضی به قسمتم هستم ، مادرم با تو حرفها دارد
دست بردار از سرش دیگر ، می‌کشی عـاقـبت جوانم را

من که از ترس باختن همه عمر ، مچ نینداختم ببین حالا
روی میز قمار می‌چینم ، آن چـه را مانده است، جانم را.


تاریخ ارسال :   1397/8/30 در ساعت : 22:54:0       تعداد مشاهده : 179



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 23,020 | بازدید دیروز : 45,730 | بازدید کل : 109,920,483
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی