ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: ترانه‌ها، اندیشه‌ها و شهرت خیام
۞ :: نخستین جشنواره سرود «آوای کتابخانه» فراخوان داد
۞ :: شهادت «دختران دشت برچى» در کتابی از شاعران فارسی‌زبان
۞ :: مستند شیرین شاعران از جلسات رمضانی دیدار با رهبر انقلاب
۞ :: سه غزل جدید قزوه برای دختران افغانستان
۞ :: مرثیه شاعران فارسی‌زبان به یاد شهدای دشت کربلای کابل
۞ :: داغ افغانستان در سروده شاعران|
۞ :: شعر«قزوه» و «اسماعیلی» برای شهدای دانش آموز افغانستان
۞ :: خاکسپاری منصور اوجی در دارالرحمه شیراز
۞ :: شعر ضیا قاسمی برای مظلومیت افغانستان
۞ :: سروده‌ای برای دختران مظلوم افغانستان
۞ :: «منصور اوجی» شاعر پیشکسوت درگذشت
۞ :: چند نکته پیرامون گمانه‌زنی‌ها درباره مرحوم قاسم آهنین‌جان
۞ :: «قاسم آهنین‌جان» در سیل خوزستان لباس امداد پوشید
۞ :: مسابقه مجازی ادبی «استاد سخن» برگزار می‌شود
۞ :: نگاهی به نیایش‌های شاعران برجسته فارسی
۞ :: کنگره ملی شعر امام حسن (ع) فراخوان داد
۞ :: سی‌ونهمین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : چهارمین کنگره شعر توحیدی
۞ :: شب شعر «دیدار ماه» همزمان با میلاد امام حسن(ع) برگزار شد

Share

ایسنا/خراسان رضوی علی اصغر اقتداری، ملقب به حرمان، که از شاعران پیشکسوت شهرستان سبزوار بود، شامگاه گذشته در سن ۶۴ سالگی درگذشت.

در پی درگذشت این شاعر خراسانی، روابط عمومی مجمع انجمن های ادبی خراسان رضوی نوشت: «خبر درگذشت شاعر پیشکسوت و متعهد؛ استاد علی اصغر اقتداری که پس از سال‌ها خدمت در زمینه شعر و ادبیات و نقد ادبی دعوت حق را لبیک گفت، باعث تأثر و تأسف است. این شاعر توانمند در طول عمر پر برکتش خدمات زیادی به عرصه شعر و ادبیات خراسان عرضه داشت.
روحش شاد و قرین رحمت الهی باد». 

به گزارش ایسنا، اقتداری از شاعران پیشکسوت اهل سبزوار و از موسسان انجمن ادبی اسرار سبزوار بود و شاعران زیادی را در این شهرستان تربیت کرده بود.

از وی دو کتاب شعر به نام های «زمزمه های خاکستری» و «از دل به کاغذ» به جای مانده است.

انتهای پیام

تاریخ ارسال خبر :   1399/9/1 در ساعت : 9:12:21       تعداد مشاهده این خبر : 171




خدابخش صفادل  1399/9/1 در ساعت : 11:43:29
درود
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است!

خداوند بیامرزاد استاد علی اصغر اقتداری را، رفیق فرهیخته و نازنینی بود :

دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید : « چه نشینی؟ که سواران همه رفتند»

داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جهان لاله‌عذاران همه رفتند

گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادره‌کاران همه رفتند

افسوس که افسانه‌سرایان همه خفتند
اندوه که اندوه‌گساران همه رفتند

فریاد که گنجینه‌طرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند

یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند

خون بار، بهار! از مژه در فرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند

#ملک_الشعرا_بهار

بازدید امروز : 25,854 | بازدید دیروز : 38,969 | بازدید کل : 131,199,978
logo-samandehi