ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: مبادا باز هم خرداد خونین
۞ :: اختصاصی : شعرخوانی ویژه امام خمینی (ره)- هندیران
۞ :: حال عمومی «احمدرضا احمدی» مساعد است
۞ :: اختصاصی : نمونه هایی از اشعار لایق شیرعلی
۞ :: راه‌اندازی اندیشکده ادبیات پایداری به توصیه رهبر انقلاب بود
۞ :: مبادا شهرستان ادب مثل حوزه هنری شود
۞ :: دومین جشنواره ادبی فلسطین فراخوان داد
۞ :: فرماندار شهرستان ادب، حضرت آقاست
۞ :: رهبر انقلاب 10 سالگی تأسیس شهرستان ادب را تبریک گفتند
۞ :: سروده‌های دو شاعر برای مقاومت مردم فلسطین
۞ :: نوسروده «علیرضا قزوه» برای داغ افغانستان
۞ :: شعر شاعر بنگلادشی که به حاج قاسم و قدس تقدیم کرد
۞ :: ترانه‌ها، اندیشه‌ها و شهرت خیام
۞ :: نخستین جشنواره سرود «آوای کتابخانه» فراخوان داد
۞ :: شهادت «دختران دشت برچى» در کتابی از شاعران فارسی‌زبان
۞ :: مستند شیرین شاعران از جلسات رمضانی دیدار با رهبر انقلاب
۞ :: سه غزل جدید قزوه برای دختران افغانستان
۞ :: مرثیه شاعران فارسی‌زبان به یاد شهدای دشت کربلای کابل
۞ :: داغ افغانستان در سروده شاعران|
۞ :: شعر«قزوه» و «اسماعیلی» برای شهدای دانش آموز افغانستان

Share

جمعی از شاعران فارسی‌زبان با انتشار شعرهای خود درباره وقایع تلخ روز گذشته در افغانستان، با مردم مظلوم این کشور همدردی کردند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، روز گذشته پس از شنیده شدن صدای انفجارهای پیاپی در غرب کابل یعنی منطقه شیعه‌نشین این شهر، خبرها حکایت از این دارد که ده‌ها جوان و نوجوان افغانستانی به واسطه این انفجار به شهادت رسیدند و افغانستان، داغ دیگری بر سینه مجروح خود ثبت کرد و روز خونین دیگری را تجربه.  

انتشار خبر تلخ روز گذشته که در آن چندین کودک نیز به شهادت رسیدند، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به همراه داشت. جمعی از شاعران فارسی‌زبان نیز به این واقعه تلخ و جانسوز واکنش نشان دادند. ضیا قاسمی، از شاعران افغانستانی، با انتشار تصاویری از حوادث روز گذشته، با استقبال شعری از شهید عبدالقاهر عاصی چنین سرود:

گاهی پدر شدیم و پسر را گریستیم
گاهی پسر شدیم و پدر را گریستیم

هر روز و شب، درست چهل سال می‌شود
ساعات تلخ پخش خبر را گریستیم

هر دم به خون خویش فتادیم و ساختیم
هی قبر تازه کوه و کمر را، گریستیم

مادر شدیم و از پس هر زخم انفجار
هی چشم‌های مانده به در را گریستیم

در خون نشست روسری دختران‌مان
رخساره‌گان قرص قمر را گریستیم

بعد از تو روزگار همانی که بود، ماند
هر سال ما قضا و قدر را گریستیم

بعد از تو نیز مثل خودت عاصی عزیز!
«شب را گریستیم، سحر را گریستیم»

احمد شهریار، شاعر فارسی‌زبان پاکستانی، نیز به یاد مظلومیت افغانستان تازه‌ترین سروده خود را به مردم مظلوم این کشور تقدیم کرد:

از زخمِ تنت آتشی افتاده به جان‌ها
بند آمده از شدتِ دردِ تو زبان‌ها

غم بود و الم بود و جفا بود و ستم بود
ما هرچه شنیدیم از این‌ها و از آن‌ها

در مدرسه این‌بار سرِ درسِ ریاضی
غلتیده به خون بود عددها به توان‌ها

قرمز شده دیوار و درِ مسجدِ این شهر
خون می‌چکد از حنجره‌ سبزِ اذان‌ها

بر بامِ فلک نیست مگر طائرِ فریاد
از خاک نخیزد مگر آواز فغان‌ها

پرسید که این شهر که گفتید، کجا هست؟
جایی که به پیری نرسیدند جوان‌ها

تکتم حسینی، شاعر افغانستانی، نیز با انتشار تصاویر تلخی از روز گذشته با انتشار این بیت با هم‌وطنان خود ابراز همدردی کرد:

عمری است در اجابت خود سنگ می‌خوریم
نفرین به این دعا که به جایی نمی‌رسد

تاریخ ارسال خبر :   1400/2/20 در ساعت : 13:54:43       تعداد مشاهده این خبر : 45





بازدید امروز : 22,523 | بازدید دیروز : 29,536 | بازدید کل : 132,032,098
logo-samandehi