ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بوی فتنه ( مثنوی )


 
ای  بسيجی  مانــده ام  بـا  يادها
بيستـون ها   مانده    بی فرهادها
 
دردهــا تا  جبهه هايم   بـرده اند
خاطـراتم باز تـركش  خورده اند
 
با تــو  ای  سنــگرنشينِ سـوزها
می روم  تــا  غــربت  آن روزها
 
می روم تا فصــل های  برگ ريز
تـا خــدا  تا  انتهــای  خـاكريـز
 
از غبـــار  فتنــه های رنگ رنگ
می روم تا فصل يك رنگیّ جنگ
 
با تو تا  شبــهای مجنون می روم
بــاز  تـا  امواج  كارون  می روم
 
تـا  هـوای  شرجی ی  نی های  فاو
تــا  دل   همسنـگران   كنجـكاو
 
می روم  تا  قبـله ی  معصـومِ تو
تا  حــريم   لحظه ی  مظلـوم تو
 
بـا  تـو تـا  خطّ مقــدّم  می روم
بـا سكوتِ  پاكِ  مـريـم می روم
 
همسفــر  آبستـن  درديـــم  مـا
غــرقِ  تهمت های نامـرديم  مـا
 
ای  بـرادر  مـردهای  مست كـو؟
ساقيـانِ  تشنه ی   بي دست كـو؟
 
پخته رافرصت طلب ها خورده اند
چفيه ها را هم به سرقت برده اند؟
 
راستی آن  شـاخه های  ياس كو؟
سينــه های مملو ازاحسـاس كو؟
 
پس كجاينـد آن شقايق های  پاك
سينه  مجروحان  عشقی  سوزناك
 
پس  چــرا  چشمم اقاقی را نديد
مهــربانی های   سـاقی  را  نديد
 
راست  مي گفتی بــرايم  بـارهـا
خفته بـودم  فصـلِ كـوچِ سارهـا
 
راست گفتی  ناكثين  كِی مرده اند
زخمِ سنگينی  ز حيـدرخورده اند
 
آی  دختـرهای  شيـــدای  غـزل
نك  بگيـريد  ايـده ها  را  دربغل
 
اندك  اندك  از  اصالت  می بُريم
داغ داريم  و غمِ نان  می خوريم؟
 
هيچ  از تــاريخ ها پــرسيده ای ؟
اشك های  بی كسی  را  ديده ای
 
هيچ  می دانی  ز شب های   علی
بغض های  مانده  در  نـای  علی
 
شيعه ها بسيار سيلی  خـورده اند
جسم زهرا  را چرا شب برده اند؟
 
قبــرِ پنهانش تـو را كافيست، نه؟
ردّ پــای  حيـله هـا  باقيست، نه؟
 
با  شمايم  اي  پُــر از  فـريـادها
فـاتحان   جبهـه ی   مــرصادها
 
بـاز  بـوی   فتنــه  مي آيد ز راه
می رسنــد اينجا خوارج  با  سپاه
 
همّتی  بايــد   بيــا   بــاور  كنيم
با شهيدان  لحطه ها را  ســركنيم
 
با  علی  بايــد  صميمي  بود وبس
ارغوانی كن  گل  سـرخ   هـوس
 
می شود  زنجيـرها  را  باز كــرد
با صداقت  می توان  پرواز  كـرد

کلمات کلیدی این مطلب :  بسیج ، دفاع مقدس ، هفته ی بسیج ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1391/8/26 در ساعت : 9:26:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  1620


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مجید مه آبادی
1391/8/26 در ساعت : 9:30:46
سلام جناب پور کریمی عزیز
هرچند با مطلع اثر زیاد ارتباط برقرار نکردم اما بیت دوم دوست داشتنی بود مثل شاعرش

دردهــا تا جبهه هايم بـرده اند
خاطـراتم باز تـركش خورده اند
.......................
سلام جناب مه آبادی عزیز

از لطف شما سپاسگزارم موفق باشید
حمید خصلتی
1391/8/26 در ساعت : 10:23:17
تمام خاطرات ان روزها را زنده کردید.موفق باشید
........................
جناب استاد خصلتی از حضور شما تشکر می کنم
محمدعلی شیخ الاسلامی (شیوا)
1391/8/26 در ساعت : 10:26:26
ای بـرادر مـردهای مست كـو؟
ساقيـانِ تشنه ی بي دست كـو؟

سلام
عجب روزگاری ! جوان که بودیم در جبهه یاد عاشورا می کردیم و حسرت می خوردیم . حالا در محرم یاد جبهه ها می افتیم و باز حسرت می خوریم . یاد آن روزها در روزهای منتهی به عاشورا ، هم وقت شناسی و هم دردشناسی بالایی می خواهد . یاد شعری قدیمی از مصطفی علیپور افتادم

کجایند بالا پران عزیز
در این دشت نیلوفران عزیز
کجایند یاران آوا سحر
سراپا ستاره سراپا سحر
شقایق مریدان کجا رفته‌اند؟
شهیدان،شهیدان کجا رفته‌اند؟

دست شما درد نکند . با زبان جا افتاده ی امروزتان چه خوب دردها را بیان کردید .
ارادت بنده مستدام است
.....................
سلام جناب دکتر از حضور دلگرم کننده حضرتعالی بسیار سپاسگزارم مصطفی علی پور را نمی شناسم اما اگر از "مصطفی پور" ما فاکتور بگیرید لااقل لژیونر می شویم ( علی کریمی ) باز هم ممنونم .
حسین نبی زاده اردکانی
1391/8/26 در ساعت : 12:9:31
می شود زنجيـرها را باز كــرد
با صداقت می توان پرواز كـرد
.....................
سپاسگزارم جناب نبی زاده موفق باشید
سید حسن رستگار
1391/8/26 در ساعت : 13:5:31
سلام استاد
عرض تسلیت عزای عظمای سالار عشق
مرحبا به این ذوق و شوق و دغدغه پاک

بر قرار و بر مدار
یا علی
.......................
سلام سید راستگوی عزیز از حضور شما قدردانی می کنم
حمیدرضا اقبالدوست
1391/8/26 در ساعت : 20:23:6
پاینده باشید استاد پورکریمی / یا حق
....................
شما هم موفق و سرحال باشید جناب اقبالدوست گرامی
محمد وثوقی
1391/8/26 در ساعت : 23:22:28
سلام بر استاد پورکریمی عزیز

راستی آن شـاخه های ياس كو؟
سينــه های مملو از احسـاس كو؟

درود بر شما عزیز دل.
مستدام باشید
.........................
سلام استاد وثوقی عزیز و گرانقدر
از حضور و نظر لطف شما تشکر می کنم مؤید باشید.
دکتر آرزو صفایی
1391/8/27 در ساعت : 0:58:47
سلام استاد
دلتنگتان بودیم
بسیار زیبا و فاخر سرودید بسان همیشه
دست مریزاد
.........................
سلام خانم دکتر صفایی گرامی لطفتان مستدام سپاسگزارم
ناصر عرفانیان
1391/8/27 در ساعت : 3:18:54
باسلام وعرض تسلیت ایام محرم امام حسین علیه السلام بسیار مثنوی پر نور وجذابی سروده اید جناب استاد پور کریمی بزرگوار صد ها درود وبرحبا بکم واقعا استفاده کردیم

سربلند وموفق باشید
........................
سلام استاد عرفانیان گرامی لطفتان مستدام سپاسگزارم از حضور دوست داشتنی و همیشگی حضرتعالی قدر دانی می کنم.
محمد شکری فرد
1391/8/27 در ساعت : 5:25:58
سلام استاد پورکریمی...مدت هاست که ازتون شعر نخونده بودم...

زیبا بود...خواندم و آموختم...

به امید دیدار.
..................
سلام جناب شکری فرد گرامی کم توفیق شده ام من هم مشتاق دیدارم موفق باشید
نغمه مستشارنظامی
1391/8/27 در ساعت : 6:38:43
راستی آن شـاخه های ياس كو؟
سينــه های مملو ازاحسـاس كو؟
زیبا و پر از درد دل بود استاد

...................
سلام خانم مستشار نظامی ارجمند

خدا می داند به آنچه می گویم اعتقاد دارم از ابراز محبت شما بسیار ممنونم
رضا کرمی
1391/8/27 در ساعت : 6:45:22
بسیار زیبا و دردناک سروده اید استاد...دست مریزاد

........................
سلام استاد کرمی عزیز

هنوز هم طعم آخرین غزلی را که از شما خوانده ام در روحم احساس می کنم از لطف شما تشکر می کنم .
علی میرزائی
1391/8/27 در ساعت : 7:31:30
سلام استاد نازنین
مثنوی شکوه مند وفاخری است
با شیوایی واستواری تمام، درد دل فرموده اید
که بسیار تاثیر گذار ودل نشین است.
درود بر شما بهره بردم.
.....................
سلام جناب میرزایی بزرگوار

نظر لطف شماست از شما تشکر می کنم . در پناه حق موفق و منصور باشید
زهرا شعبانی
1391/8/27 در ساعت : 9:30:8
درود بر جناب پورکریمی ارجمند

سروده ی بسیار زیبایی ست

پایدار باشید انشاالله...
.......................
سلام خانم شعبانی بزرگوار

از حضور محبت آمیز شما تشکر می کنم موفق باشید
محمدعلی شیخ الاسلامی (شیوا)
1391/8/27 در ساعت : 10:12:28
مصطفی علیپور از یاران و دوستان سلمان هراتی و استاد بنده که کودکی های شعرم را پا به پا برده اند . صاحب مجموعه های شعر مانند از گلوی کوچک رود و ... ایشان درحال حاضر استاد دانشگاه ادبیاتند . از داوران اولین جشنواره شعر فجر و ...
هدف بنده از ذکر نام ایشان لژیونر نبودن شما نبود . گفتم شعر ایشان را را به خاطر اورد . چه اگر بخواهیم لژیونری نام ببریم مولانای عزیز است که سرود
کجایید ای شهیدان خدایی
پرنده تر ز مرغان هوایی

البته ما شاگردان این روزگار می توانیم شما را لژیونر خود بدانیم
علی رضا آیت اللهی
1391/8/27 در ساعت : 11:34:17
سلام به استاد شعر و شاعری
مولانا فرموده است :
« هرکسی کاو دورماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش »
اروپائیان هم که به نوستالوژی تاکید دارند...
امٌا این مثنوی فراتر از نوستالوژی رجعت به حق را ندا می دهد :

« ای بـرادر مـردهای مست كـو؟
ساقيـانِ تشنه ی بي دست كـو؟

پخته رافرصت طلب ها خورده اند
چفيه ها را هم به سرقت برده اند؟ »

با بوسه ای نثار تمام چفیه های مبارک
استوار و پایدار باشید انشاء الله .
...........................
سلام جناب استاد آیت اللهی عزیز و گرامی

حضور گرم حضرتعالی همیشه دلنواز و آرامش بخش است از الطاف بی دریغتان تشکر می کنم سلامت و مؤید باشید
اکبر نبوی
1391/8/27 در ساعت : 18:41:47
درود بر استاد پورکریمی بزرگوار
مثنوی جان دار و سرمست کننده ای است. درود بر شور و شعور و آتش جان و دل تان.
سربلند باشید.
....................
سلام بر استاد نبوی ذو فنون عزیز

از حضور مشوقانه ی شما بسیار قدردانی می کنم موفق باشید
عالیه مهرابی
1391/8/27 در ساعت : 18:48:6
سلام استاد
مثنوی بسار زیبا و استواری است . بعضی از ابیات بسیار حسی و تاثیرگذار بودند . دست مریزاد
فرار سیدن ماه عزارا هم تسلیت می گویم
......................
سلام خانم مهرابی گرانقدر

هنوز در حال و هوای غزل عاشورایی دیروز شمایم از لطف سرشارتان هم سپاسگزاری می کنم
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1391/8/27 در ساعت : 19:21:26
درود و سلام خدمت استاد بزرگوار جناب پور کریمی عزیز
بدون تردید شعر هایی که از دل بر می آیند شیرین تر و دلنواز ترند حتی اگر بیانگر دردها و زخم های عمیق باشند .
مثنوی باشکوه ، دلپسند و استواری پرداخته اید از زبان همه ی دلسوختگان ، دست مریزاد و برقرار باشید

با عرض پوزش بیت ( می روم تا فصــل های برگ ريز / تـا خــدا تا انتهــای خـاكريـز ) با زلالی و زیبایی سایر ابیات شعر همراه نیست . به نظر می رسد در انتخاب قافیه < برگریز > و < خاکریز > دقت لازم اعمال نشده و یا اشتباه تایپی پیش آمده است که باید تدبیری برای آن بیندیشید .
.......................
سلام جناب استاد نجوای عزیز

از حضور و نظر دلگرم کننده و مهرورزی شما خیلی تشکر می کنم انتخاب قافیه ای که تذکر فرموده اید را به دو دلیل است یکی مثنوی بودن شعر و دیگر اسم بودن "خاکریز " که " ریز" جزء کلمه است البته نظر حضرتعالی هم قابل تأمل است .از دقت نظر شما قدردانی می کنم .
ابراهیم حاج محمدی
1391/8/27 در ساعت : 20:13:44
سلام و عرض ارادت
مثنوی ای محکم و استوار خواندم و بسیار بهره بردم . دست مریزاد و فزون باد .
........................
سلام جناب استاد حاج محمدی بزرگوار

از حضور صمیمانه ی شما همواره مشعوف می شوم چند روزی که تشریف نداشتید جای خالی شما کاملا احساس می شد موفق و سلامت باشید
علی‌رضا دل‌خوش
1391/8/27 در ساعت : 21:0:35
استاد ، سلام و ارادت بنده را بپذيريد. بسيار حماسي و پرمغز بود ، همچون نفيسه هاي سابق و انشالله، لاحق.

با احترام
...................
سلام جناب دکتر دلخوش گرامی

از حضور و نظر مهربان حضرتعالی تشکر می کنم موفق باشید
سارا وفایی زاده
1391/8/27 در ساعت : 22:50:3
درود جناب پورکریمی
.................
ممنونم خانم وفایی زاده سلامت باشید
زهرا آراسته نیا
1391/8/29 در ساعت : 3:5:25
سلام

با علی بايــد صميمي بود وبس
بسیار عالی
...................
سلام خانم آراسته از عنایت شما تشکر می کنم .
اکرم بهرامچی
1391/8/29 در ساعت : 10:15:27
سلام آقای پور کریمی

سروده تان لبریز از ناگفته هاست دست مریزاد
...................
سلام خانم بهرامچی بزرگوار

از حضور و نظر مشوق شما که ازشعرای بسیار خوب و مطرح هستید تشکر می کنم
پونه نیکوی
1391/8/30 در ساعت : 0:49:45
سلام
بسيار عالي
پاينده باشيد.
..................
سلام خانم نیکوی گرانقدر
از شما تشکر می کنم در محضر شما زیره به کرمان بردن است سرکار خانم
بازدید امروز : 20,763 | بازدید دیروز : 23,683 | بازدید کل : 128,516,928
logo-samandehi