ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رود تشنه
چشمي پر از خون و دلی در تاب مي افتد
وقـتي سـواری تـشنه در گرداب مي افتد
لب تشنه بود و تـَر نكرد لب را به آب،آری
ازچـشـم دريـاها هـمـيشه آب مـي افـتـد...

*************************************


وقتي علم های عزا بر بام مي بينم
هرخانه را مخروبه های شام مي بينم
هنگام نوشيدن،عرق های خجالت را
بنشسته بر پيشانی هر جام ميبينم...

**************************************


چه آسان درغمت بی تاب شد،آب
چه آسان تشنه ی مهتاب شد،آب
به پایِ تك سواری تشنه مي ريخت
چه آسان از خجالت آب شد،آب

************************************

سرود تشنگي را گرم می خواند
و چشمانش به راه مشك می ماند
فراتي كه به چشمش عشق راديد
تو را تنهاترين سردار میداند

******************************************


حسين(ع) آب حياتم تشنه توست
ز شيرينی نباتم تشنه ی توست
نه من از تشنگيت مي سوزم آقا
كه دريای فراتم تشنه ي توست
*****************************************
"
اللهم الرزقنا زيارت الحسين في الدنيا و شفاعت الحسين في الاخره"[
 

کلمات کلیدی این مطلب :  امین عبدالهی ، رودتشنه ، کربلا ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/9/6 در ساعت : 11:41:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  1069


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  محبوبه     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
خیلی عالی بود
رضا نیکوکار
1391/9/6 در ساعت : 18:40:16
ازچـشـم دريـاها هـمـيشه آب مـي افـتـد...

مأجور باشید برادر
مجتبی اصغری فرزقی
1391/9/6 در ساعت : 19:17:51
سلام دوست ارجمندم

ضمن عرض تسليت

كارهاي شما را خواندم


موفق باشيد
فرزانه سعادتمند
1391/9/6 در ساعت : 23:41:22
سلاو ودرود قبول باشد انشالله
التماس دعا
علی عبداللهی
1391/9/7 در ساعت : 4:23:19
سلام عزیز
درود
بازدید امروز : 7,053 | بازدید دیروز : 51,609 | بازدید کل : 124,539,684
logo-samandehi