ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



8 ) پرنده در باران...
عجیب  از سر شب تا دل سحر باران
گرفت لحظه به لحظه عجیب تر باران

کنار پنجره بودم پرنده ای تنها
شکسته خسته و نوپر به بال  و پر باران

نفس نفس زد و با بال خونچکان افتاد
به روی سیم مقابل به پا و سر باران

درست صاعقه هم در همین نفس آمد
نشست روی همان سیم برق در باران

که نا گهان دل من تکه تکه شد چون ابر
گرفت تندر و توفان احاطه بر باران

رسید بر سر هر کوچه آب تا زانو
کشید گوشه ی دامان  رهگذر باران  
::
هنوز سیم مقابل تکان تکان می خورد
که پشت پنجره گم شد پرنده  در باران ...


محمد یزدانی جندقی
کلمات کلیدی این مطلب :  شب ، باران ، محمد یزدانی جندقی ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/12/9 در ساعت : 5:47:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  1261


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمد شکری فرد
1391/12/9 در ساعت : 7:39:37
سلام استاد یزدانی...خواندم و اموختم...

زنده باشید.
/////////////////////////
سلام و درودتان جناب شکری فرد
شاعر مهربان
سپاس از توجه شما
ابراهیم حاج محمدی
1391/12/9 در ساعت : 8:23:56
سلام و درود
این قبیل آثار روائی در قالب غزل را دوست دارم .
زیبا و دلنشین و بیاد ماندنی است . بهره بردم
/////////////////////////////////////////////////
سلام جناب حاج محمدی بزرگوار
درود بر شما حضورتان مایه دلگرمی و افتخار حقیر است با سپاس فراوان
علی سعادتخانی
1391/12/9 در ساعت : 9:44:20
بسیار زیبا و تحسین بر انگیز هست استاد مهربان و صمیمی/
لذت بردم دست مریزاد
////////////////////////////////////
سلام جناب سعادتخانی
درود بر شما و سپاس قلمر نجه اتان را بر چشم نهادم
علی اکبر مقدم
1391/12/9 در ساعت : 10:49:34
سلام
بسيار خوب بود وپر مضمون

شروعي محكم و استوار دارد اين غزلتان

قشنگ از سر شب تا دل سحر باران
گرفت لحظه به لحظه قشنگ تر باران
/////////////////////////////////////
سلام جناب مقدم
درود بر شما
و سپاس از حضور گرم شما شاعر فرهیخته
مصطفی پورکریمی
1391/12/9 در ساعت : 10:57:52
طیب الله جناب استاد غزل بسیار زیبایی بود موفق باشید
/////////////////////////////////////
سلام و درود جناب پور کریمی
درود بر شما
قلمرنجه اتان را برچشم نهادم
ایمان کریمی
1391/12/9 در ساعت : 11:19:0
خیلی زیبا سرودید استاد

آموختم از شعر خوبتان
//////////////////////////
سلام جناب کریمی
درود بر شما و قربان نفس گرمتان
مجید مه آبادی
1391/12/10 در ساعت : 2:15:53
درود شاعر
اتخاب باران برای ردیف کار بزرگی ست که به خوبی انجام دادید
فضای شعری هم قابل ستایش بود چراکه پراکندگی دیده نشد

رسید بر سر هر کوچه آب تا زانو
کشید گوشه ی دامان رهگذر باران
//////////////////////////////////////
سلام بر شما جناب مه ابادی
درود بر شما نظر بلندتان مایه دلگرمی است حضورتان ارزشمند و زینت بخش ستون نظرات است
قلمرنجه اتان را برچشم نهادم
اکرم بهرامچی
1391/12/10 در ساعت : 23:52:20
سلام آقای یزدانی جندقی

شعرتون لطیف و پر از تصویرهای روشنه و به دل میشینه
//////////////////////////////////////////////
سلام اندیشمند ارجمند
از توجه و همراهی شما بی نهایت ممنونم
بازدید امروز : 31,807 | بازدید دیروز : 42,270 | بازدید کل : 128,695,076
logo-samandehi