ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شعرهایی که موش خورد!
اشاره
از اواخر دهه ی 50 تا اوائل دهه ی 70 به مدت بیست و اندی سال شعرهایی به شعار نزدیک و مناسبتی و به تعبیری تاریخ مصرف دار سروده بودم که در دفتری بزرگ در صندوقی چوبی در زیرزمین خانه ی پدری ام در کاشان به امانت نهاده شده بود.چندی پیش خواهرم به سراغ صندوق می رود و....خبر دادند آن دفتر شعر بزرگ را موشها خورده اند!همسرم می گوید موشهای کاشان را هیچگاه به این بی ذوقی ندیده بودم!پسرم می گوید خداکند که آن موشها کور بوده باشند!...و خودم خودم را دلداری می دهم که :خوب شد اسناد حماقتم رونشد!...اما در واقع هرچه بود حیف شد.در بین آن سروده ها شعرهای خوب هم یافت می شد.البته اغلب آن شعرها در روزنامه ها و مجلات همان دهه های ماضی چاپ شده است اما کو همتی که در آرشیوهای جراید بگردد و آن همه را در بیاورد و بنویسد یا کپی بگیرد؟
مثلا خوب به یاد دارم به مناسبت فردا-12 آذرماه-در سال 1365 که روزی حماسی و به یادماندنی در دفاع مقدس است -روز اعزام سپاه صدهزارنفری محمد(ص) به جبهه ها-شعری سروده بودم با این مصراع:ای که نهادی قدم به راه محمد(ص)...هرچه به ذهنم فشار آوردم هیچ بیت و مصراعی دیگر جز مصراع آخر بیت مقطع به یادم نیامد که گفته بودم:می رسد ای کربلا سپاه محمد(ص)...

* از میان ورق پاره های موش خورده:
با چشمهای نیمه کور خود دفتر شعرم را که بی شباهت به جگر زلیخا نیست پیش رو نهادم و از برخی شعرها بیت یا ابیاتی بیرون کشیدم:
خوش عمل تا که به دنیا ز حیات است اثر
نخل توحید ز خون شهدا بارور است
هنر آن نیست که درشعرزنی لاف گزاف
حربه بردار و برو جبهه که اینت هنراست
***
با شعار روشن الله اکبر خصم را
با خبر از اتحادی راستین بایدکنیم
جان وسر دراعتلای دین حق باید دهیم
پاسداری از حدود سرزمین باید کنیم
رهنورد کوی مردان خدا بایدشویم
پیروی از رهبر پاک وامین بایدکنیم...
***
چوکاوه بیرق آزادگی گرفت به دست
به لرزه قامت ضحاک ماردوش آمد
ندای روشن الله اکبرش چون تیر
به قلب تیره ی کفّار ننگ کوش آمد
...
گمان مبر که به خورشیدچیره خواهی شد
که آیه آیه ی فتح من از سروش آمد
منم که دراثر جهد و کوشش و عزمم
خلل به کاخ جم وقصر داریوش آمد
فرشته چون که زنورسحر صلا درداد
به لرزه پیکر دیو سیاهپوش آمد
(به لرزه خصم امیر سیاهپوش آمد!!)
دمید تاکه زمشرق زمین گل خورشید
ز ادعای ظفر شب پره خموش آمد...
***
تا دست اجنبی نشود کوته از وطن
اسباب اتحاد فراهم نمی شود
دست طلب مبر بر دونان که گفته اند
قانع رهین منت حاتم نمی شود
رنج وریا و سوختن و حیله ساختن
از ما و شیخ و شمع......کم نمی شود
*شاید ادامه یابد...

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1392/9/12 در ساعت : 10:36:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  796


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  علی گیاهی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
خصوصی
درود استاد خوش عمل گرانقدر /استاد من دوبار پیام دادم تو حیات خلوت تایید نشده لطف میکنید اگر علتش را بفرمایید /جسارت حقیر را عفو دارید/ یاعلی (ع*)
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
درود عزیز دل.یکی تسلیت گویی بود که از حدنصاب گذشته بود و بعد از آن جز یکی از خیلیها تاییدنشد.یکی هم بیتی مبنی بر زدن کودکان آل الله علیهم السلام بود آن هم نه از خودتان که نقل کرده بودید و مناسبتی به روز نداشت.تاسوعایی -عاشورایی - اربعینی باشد مناسبت دارد.همین.
حامد خلجی
1392/9/12 در ساعت : 10:41:9
سلام جناب خوش عمل
نوشته ی جالب و زیبا بود
ابوالقاسم افخمی اردکانی
1392/9/12 در ساعت : 10:56:54
درود بر استاد عزیز و گرانقدر

خدایشان بکشد...!! موشها را می گویم استاد...

موید باشید و برقرار
حسین نبی زاده اردکانی
1392/9/12 در ساعت : 10:59:9
سلام استاد ارجمند خوش عمل .
خوشم آمد نوشتم لیک از این جمله دلگیرم:

و خودم خودم را دلداری می دهم که :خوب شد اسناد حماقتم رو نشد!....

حماقت نیست ، چون با شعر خواب از خصم می گیرم
ءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءءء
درود بر شما.سوءتفاهم نشود.آن که بله باعث افتخار است.ارادتمند از حیث غث و سمین آثار و اینکه در حد آثار این روزهایم از لحاظ قوّت و ...نیستند عرض کردم اسنادحماقت.به حق حق که منظورم همین بود.
حمیدرضا اقبالدوست
1392/9/12 در ساعت : 11:21:39
پاینده باشید استاد ای کاش همه ی مطبوعات آرشیوهایشان را در اینترنت و... ثبت و ماندگار کنند /پیا حق
شکیبا غفاریان
1392/9/12 در ساعت : 23:35:54
درود استاد
جالب و زيباست مقدمه و اشعارتان ..
قلم توانايتان جاودان
عباس خوش عمل کاشانی
1392/9/13 در ساعت : 2:42:15
برای جناب اردکانی نبی زاده حسین نوشتم:
روزی و روزگاری بحرین هم ز ما بود
چندین جزیره دیگر آن بین هم زما بود
قوم عرب به یورش گر جان ما بگیرد
هرگز نمی تواند تنبان ما بگیرد
البته توی تنبان هرچیز مال آنهاست
آن هم نه در حقیقت کاندر خیال آنهاست.
دیدم تایید نکرده اند خودم اینجا نوشتم و تایید کردم...اشکل دارد؟
حسین نبی زاده اردکانی
1392/9/13 در ساعت : 9:1:44
فرصت بده استاد به دفتر بزنم سر
تا شعر شما را بکنم زینت دفتر
تبنان که دو تنب است یقین حفظ نماییم
در حفظ وطن جمله دلیریم و دلاور
دکتر آرزو صفایی
1392/9/13 در ساعت : 11:42:45
درود استاد
بسیار جالب و خواندنی بود
دست مریزاد
مرضیه عاطفی
1392/9/14 در ساعت : 3:30:16
سلام و درود بر قلمفرسایی تان
همواره سرشار از حقایق باشید
یا علی(ع)
محمود کریمی‌نیا (کریما)
1392/9/14 در ساعت : 5:27:13
دست طلب مبر بر دونان که گفته اند
قانع رهین منّت حاتم نمیشود
رنج وریاوسوختن وحیله ساختن
از ماو شیخ و شمع کم نمی شود

درود بر استاد خوش عمل
این حقیر نیز در سال های دور در سال 76 بیتی نزدیک بدین مضمون داشتم:
شعر نان و مدح دونان دون شان شاعریست
بی خبر از درد مردم شعر گفتن ماتم است

برای شما سلامتی و شادمانی آرزومندم...
MMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMM
...از ما و شیخ و شمع و زنان کم نمی شود......
محمد حسین انصاری نژاد
1392/9/14 در ساعت : 8:49:0
سلام براستادخوش عمل بزرگوار.
زنده باد...
بازدید امروز : 19,020 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,205,224
logo-samandehi