ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پندنامه ی نابکار!
*اشاره
در حقّ شماها  که  مرا  نور  دو چشمید
آنگونه که  باید  پدری   کرد    نکــردم....
***
در تاریخ 10 دی ماه 1363 شمسی -دومین سالروز تولد محمدحسین-خطاب به او که کودکی شیرین و کنجکاو با شیطنتهای خاص خودش بود شعری سرودم.این شعر پندنامه ای نابکار شد از آن رو که فرزند به توصیه های پدر عمل نکرد....

«حسین» ای که  تو  هستی    یگانه  فرزندم
به  دیدن  تو  در این   روزگار       خرسندم

به  خاطر  کشش   چشم   با نجابت   توست
اگر  به  عمر و زن و  زندگی است    پیوندم

دلم  پیاله ی   خون  است   در  کشاکش دهر
همین  به   خاطر   دیدار    توست    لبخندم

هزار  مرتبه   گر   پند     دادمت     بشنـو
که  از  برای  تو  چون گوهر است هر پندم

امید  آن که   هنرمند    چون   پدر  نشوی
تو  نیز   قول  شرف  ده   که   آرزومندم

امید آن که  تو چون من  به  زندگی نشوی
که  لحظه لحظه ی آن رنج برده جان  کندم

به  رسته ی  ادب و  شعر  گوهری  بودم
یکی  نگفت  و  نپرسید کیستم؟   چنـــدم؟

تو را  چه فایده از این که شعرها   گفتـم
مرا  چه  سود  که  دائم   سخن  پراکندم؟

به غیر  این که  از آینده ات  شوم  غافل
هنر  نکردم و   شرمنده  از  تو  فرزندم

به  تلخکامی خود  چون کنم  در این دنیا
سخن چه سود که شیرین تراست ازقندم؟

به هر کجا  که روم بسته است راه نجات
مگر  نجات   ز   دنیا    دهد   خداونـدم

برای  لقمه ی نانـــی   به  دست آوردن
چه  کارها  که  نکرد آستین  و  ترفندم

برای آن که بفهمی به نرخ جان نانست
شنو  حدیث   بدیع   مزاح    ماننـــدم

به وقت کار کمی بیش سود تا  نبـــرم
هزار  مرتبه خواهند  بر   تو سوگندم

قسم بجان توجزحرف حق نخواهم گفت
زبان  چو شمع اگر در  زمانه  برّندم

دراین سرای دودرنیست جای خیمه زدن
تو جای من   بنشین  تا که رخت بربندم

به روزگار  ز من  دوستــان  گریزانند
امید  نیست  به  تشییع  نیز    آیندم

فراز دست به تجلیل کس  ندیده  مــرا
به روی دست  مگر سوی گور  آرندم

به قول مردم عامی همین  سزاست مرا
کشم  جفای  زمان   نرم هم شود دندم


به اقتضای جنون خوش عمل زنم جامی
به حال خویش   اگر  عاقلان  گذارندم.



موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1392/9/24 در ساعت : 21:41:25   |  تعداد مشاهده این شعر :  1077


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابوالقاسم افخمی اردکانی
1392/9/24 در ساعت : 22:42:50
درود بر تو و بر این عزیز دلبندت
چه عاقل است که نشنید این یکی پندت
همین بس است که بر دوش می برند کَسان
غزل غزل سخنان گرانتر از قندت
ز مال فانی دنیا اگر نداری چند
خوشا که جیفه ی دنیا نکرده پابندت
صفای عشق و قناعت چه طرفه اکسیریست!
به چشم دهر بماند همیشه لبخندت...

سلام بر استاد بزرگوار... ببخشید که بداهه بود!
... بسیارند کسانی که به قول امروزی ها پولشان از پارو بالا می رود ولی حسرت جایگاه شما را می کشند و چه بسا در عقبی نیز در همین حسرت بمانند...
برقرار باشید و رستگار
مرضیه عاطفی
1392/9/24 در ساعت : 22:58:42
سلام و احسنت بر شعر پدرانه تان
سالیان سال سایه پرمهرتان بر سرشان مستدام.
سلامت و پیروز باشید!
یا علی(ع)
شکیبا غفاریان
1392/9/25 در ساعت : 0:40:25
درود بر شما استاد بزرگوار
خداوند شما را براي او و او را براي شما حفظ كند
با آرزوي بهترين ها برايتان
ادامه دار باشيد.
محمدمهدی عبدالهی
1392/9/25 در ساعت : 2:59:33
سلام و عرض ادب استاد
مثل هميشه زيبا بود
لحظات زندگيتان سرشار از نور اهل بيت
كامياب باشيد
حمیدرضا اقبالدوست
1392/9/25 در ساعت : 11:11:9
درود بر استاد خوش عمل ارجمند و فرزندی که نشان از پدر دارد و امیدوارم شاد و سلامت و پیروز باشید
حمیده میرزاد
1392/9/29 در ساعت : 3:39:30
سلام بر استاد گرانمايه
بسيار زيبا...
نصايح پدرانه ،اين گوهرهاى ناياب را زيبا سروده ايد
خدا فرزندتان را حفظ كند وبه شما عمر دراز عطا نمايد
بازدید امروز : 19,005 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,205,209
logo-samandehi