ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست جناب نژاد هاشمی عزیز و ارجمند - در این مصرع:[[گُل ِ زیبای بادام های کوهی داشت چشمان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عمو صادق عزیز و ارجمند سلام - همانگونه که ملاحظه می فرمائید شاعر محترم جناب صالحی عزیز وجود اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر استاد حاج محمدی - مواردی که فرمودید حقیر اشکال وزنی نمی بینم - وزن شعر هست - مفع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام حضرت دوست - بله حق با جنابعالی است و همانطور که عرض کردم این غزل شتابزده به اشتراک گذاشته ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
حضرت دوست جناب صالحی عزیز و ارجمند. سلام علیکم. - طاعات و عباداتتان قبول درگاه حضرت حق. - از حضر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



از شب های برف و ...
لحظه هایی زرد
لحظه هایی سرخ
خاطراتی شعله ور دارد
شاعر از شب های برف و باد
::
مادری  در یک شب برفی
در کویری  دور
در نشیب جاده ای متروک 
چند منزل  مانده تا یک روستای کور
زیر شلاقی که می کوبید باد و برف
 می کشانید  از پی خود _  با  تمناها _
کودک بی دست و پایی را
--یک قدم هم یک قدم فرزند دلبندم 
::
باد  می چرخید
 برف  می کوبید و سرما شعله ور می شد
مادری می رفت تاشاید اجاقی در تب و توفان  بیَفروزد 
آنطرف تر گرگ های هار
نقشه ای از یک هجوم دسته جمعی طرح می کردند
صبح آن شب اهل آبادی
کودکی  را نیمه جان جستند
در میان بوته های "تاق"__  برف آلود ___
کفش های نیمدارمادری را نیز خون آلود...
::
صبح آن شب اهل آبادی
چشمهای شبنمی خویش رافانوس در فانوس
بر سر هر کوی و برزن حجله ها بستند
::
لحظه هایی زرد
لحظه هایی سرخ
خاطراتی شعله ور  دارد
شاعر از  شب های  برف و باد
مادری  در یک شب برفی 
با دو بال آفتابی تا خدا کوچید
کودک  از اندوه   شاعر شد


توجه :
از اولین سروده های نیمایی این حقیر ماخذ مجموعه شعر 1375 باز نویسی 1392 تغییر به ترتیب متن :
1خاطراتی دارم از شب های برفی --  خاطراتی شعله ور دارد /شاعر از شب های برف و باد  /
2کلمه" مادرم" به "مادری "
 حذف این دو سطر از متن: /  جسم عریان نخستین کودکش را / در میان بوته های " طاغ  " پنهان کرد "
3 جایگزین چهار سطر از زیر شلاقی ... تا فرزند دلبندم
4افزودن این دو عبارت باد می چرخید / برف می کوبید 
5مادرم می رفت تا گرما بیفروزد --- مادری می رفت تا شاید  اجاقی در تب و توفان بیفروزد
6اهل آبادی مرا جستند -- کودکی را نیمه جان جستند
7افزودن سطر پایانی : کودک از اندوه شاعر شد

...
کوچک جمع بزرگ شاعران توانای پارسی زبان محمد یزدانی جندقی زمستان 1392
کلمات کلیدی این مطلب :  شاعر ، کودکی ، برف ، محمد یزدانی جندقی ،


   تاریخ ارسال  :   1392/10/16 در ساعت : 9:55:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  1092


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

دکتر آرزو صفایی
1392/10/16 در ساعت : 11:3:42
درود استاد نیک مهر
سروده تان را دوست داشتم
برقرار باشید
&&&&&&&&&&&&&&
درود ....... و سپاس فراوان از توجه شما اندیشمند فرهیخته
آیدین قوجا
1392/10/16 در ساعت : 21:20:29
سلام بزرگوار شاعرتوانایی هستید دست مریزاد
&&&&&&&&&&&&&&&&&&
درودبی پایان ... ..قلمرنجه فرمودید سپاس
حسین احسانی فر
1392/10/16 در ساعت : 21:44:59
درود استاد
بسیار لذت بردم از این شعر
از این تصویر گری
برقرار باشید
&&&&&&&&&&&&
درود بر شما ..... حضورتان را گرامی می دارم
بهناز دهقان
1392/10/17 در ساعت : 0:34:33
برف می کوبید و سرما شعله ور می شد

.

.

.

کودک از اندوه شاعر شد
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
درود بی پایان ... . قلمرنجه فرمودید سپاس

رضا محمدصالحی
1392/10/17 در ساعت : 1:20:24
لحظه هایی زرد
لحظه هایی سرخ
خاطراتی شعله ور دارد
شاعر از شب های برف و باد
مادری در یک شب برفی
با دو بال آفتابی تا خدا کوچید
کودک از اندوه شاعر شد


درود بر شما استاد عزیز
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
سپاس بی پایان از توجه شما دوست گرانقدرم
مجید مه آبادی
1392/10/17 در ساعت : 4:2:46
درود

جالب بود
&&&&&&&&&&&&&&&&&
سلام و درود مجید مه آبادی عزیز شاعر امروز و فردا ...
صمد ذیفر
1392/10/17 در ساعت : 11:33:9
سلام.
و درود بر جناب استاد یزدانی جندقی عزیز .
. لذت برم . دستمریزاد
عمر باعزت و سعادت تان مستدام

لحظه هایی زرد
لحظه هایی سرخ
خاطراتی شعله ور دارد
شاعر از شب های برف و باد
مادری در یک شب برفی
با دو بال آفتابی تا خدا کوچید
کودک از اندوه شاعر شد
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
درود ............و سپاس بی پایان از توجه شما شاعر اندیشمند وفرهیخته
حمید خصلتی
1392/10/17 در ساعت : 20:15:2
آنطرف تر گرگ های هار
نقشه ای از یک هجوم دسته جمعی طرح می کردند
صبح آن شب اهل آبادی
کودکی را نیمه جان جستند
در میان بوته های "تاق"__ برف آلود ___
کفش های نیمدارمادری را نیز خون آلود..
این قسمت از روایت بسیار تراژیک وغم آلود بود.زنده باشید.
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
درود بی پایان و سپاس از شما دوست گرانقدرم شاعر و منتقد ارجمند حمید خصلتی
فهیم بخشی
1392/10/20 در ساعت : 7:8:16
مادری در یک شب برفی

با دو بال آفتابی تا خدا کوچید

کودک از اندوه شاعر شد



سلام بر استاد نازنینم جناب اقای یزدانی همیشه مهربان

بسیار زیبا

لذت بردم و اموختم

درود بر شما



دوستتون دارم
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
درود بی پایان ...... دوست گرانقدرم هنرمند فرهیخته فهیم بخشی سپاس از محبت شما
بازدید امروز : 14,443 | بازدید دیروز : 29,558 | بازدید کل : 131,057,308
logo-samandehi