ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سلام، زخمی پیروز-نثر ادبی

مرگ بر اسرائیل

سلام زخمی پیروز،

زاده سرزمین زیتون ، سالهاست که شاخه زیتون روی نوک کبوتری همیشه در پرواز تمثال آشتی و صلح جهانیان است و مدعیان دروغین صلح یادشان رفته که زیتون میوه سرزمین خونین توست. و امروز دیگر میوه خونین سرزمین توست...

سالهاست که در گیرودار دنیای لجام گسیخته واژه های دستمالی شده مانده اند و از تو به اقتضای سفسطه های پوشالی خود، تروریست ساخته اند و چشم هایشان را بسته اند بر نامردمان غاصبی که دیار تو را بی شرمانه تر از هر چه فکر میکنی به وجودشان آلوده اند.  و به تو، که هیچ ، حتی بر پاکی و مهربانی پیامبر الهی خود نیز رحم نمیکنند و ستاره شش پر داوود نبی را پیکان شش پری ساخته اند به سوی تو مخلوق معصوم خدا...

ولی تو خوب جوابشان دادی !

من جنگ را با تار و پود زخمی وجودم چشیده ام؛ باران موشک و سیلاب هراسان زندگی را در سنگر  . و سراپا چشم گشته و دیده ام بازی همسالانم را که با نهیب جنگنده های دشمن و صدایی مهیب و دود و خون به پایان می رسید ...

 از آن روزها  سالیانیست که می گذرد و تا همیشه حسرت اینکه چرا کوچک بودم و جنگ با دشمن ، کار بزرگترها... در دلم.......

 اما، هر سال که با زبان روزه و گرمای جان کاه خوزستان به بیعت گاه می آیم و شعار« مرگ بر اسرائیل» سرمی دهم ، هر مشت خود را اسلحه ای می بینم به سوی دشمنی که بسیار بزرگتر از دشمن آن روز ماست .

همیشه با خود می گفتم چرا فلسطینی ها با هم یکی نمی شوند ؟ تا به کی ، جای خدای عالم از اعراب عالم یاری می جویند ؟ چرا دل به عربهای امیری که حتی ترسوتر از کودکان قنداقه نشان ما هستند بسته و از اسلامشان مدد نمی خواهند؟

 و امروز که تصویر تنهای تو را می دیدم که در زیر آتش و خروار خانه ات با اقتدار فریاد« حسبنا الله و نعم الوکیل» سرمی دادی مطمئن شدم که این آغاز پیروزی های توست. تو ثابت کردی که هیچ نیازی به ناهموطن های دشداشه پوش اسرائیلی الاصل «خودگردان» ، نداری و «خداگردان» بودن را برگزیدی.

و همین آرمان و اعتقاد الهی تو بود که دست غیب خدایت را به یاریت آورد و باعث شد جهانیان با وجود سانسورهای عجیب BBC  و NBC  و هزار و یک نمی دانم چه C  دیگر، تو را و مظلومیت تو را و چهره ی خونینت را ببینند و برخلاف خواست سردمدارانشان به هیاهو فتاده و تو را فریاد کنند.

سی سال پیش ایرانیان نشان دادند ، با خدا که باشی بهار همراه توست ، حتی اگر بهمن باشد . و امروز یک بار دیگر، این تو بودی که با ایستادگی، زمستان دهشتناک اسرائیلی را به زانو درآوردی و این میان روسیاهی بر چهره ی زغال تر از زغال همان عربهای ترسو ماند که ماند. . همان هایی که جام های شراب آمریکایی را تا ته نوشیدند و از یاد بردند غیرت عربی شان را و دست در دست یانکی خون آشام مرگ انسانیت خود را به رقص ایستادند.

مظلوم مقاوم، بدان که بودن و جنگیدن در کنار تو در آن روزهای خونین آرزویم بود و جان دادن برای رهایی تو و هر چه مظلوم در عالم هست ، آرمانم. غزه نشین همکیشم ،حتی اگر شیعه نباشی می دانم که میدانی روزی مهدی خواهد آمد و آن روز پایان کار تمام نامردهای جهان است. پس به امید آمدنش ...

اللهم عجل لولیک الفرج

کلمات کلیدی این مطلب :  فلسطین ، غزه ، نثر ادبی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ، نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/4/31 در ساعت : 0:34:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  827


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

محمدمهدی عبدالهی
1393/4/31 در ساعت : 7:2:54
سلام و عرض ادب بزرگوار
درود بر شما
زيبا بود
طاعاتتان مقبول و حاجاتتان روا
ماجور باشيد در پناه امام زمان
ياعلي
حسین نبی زاده اردکانی
1393/4/31 در ساعت : 12:57:43
اللهم عجل لولیک الفرج
درود بر شما و همدلیتان با مظلومان غزه.
حامد صافی
1393/5/2 در ساعت : 4:38:16
سلام بر خانم آراسته نیا
مثل همیشه در خط مقدم هستید
پایدار بمانید
=====

سلام جناب صافی
قدم رنجه فرمودید
زنده باشید و موفق
بازدید امروز : 34,006 | بازدید دیروز : 24,720 | بازدید کل : 128,554,891
logo-samandehi