ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مربع ترکیبی برای عمه ی سادات

دیر آمدم،ولی آمدم . . .

با احترام به خواهران شهدای کربلا های سرزمینم
تقدیم به خواهر سید الشهدا (ع)


خون از قلم چکید که شاعر قلم بزن
دل سینه را درید که شاعر قلم بزن
غم را به جان خرید که شاعر قلم بزن
روح القدس رسید که شاعر قلم بزن

می خواست تا روایتی از کربلا کند
ما را چنان همیشه به غم مبتلا کند:

از صفحه ی زمانه گلی دست چین شده ست
غم از پی غم آمده با غم عجین شده ست
پشتش چنان شکسته که خانه نشین شده ست
بر او چه ها گذشته که تا اربعین شده ست

چل شب بر او گذشت ، تو گویی هزار سال
چل شب گذشت بر لب جویی ، هزار سال

در دل غمی که داشت به کرار تازه شد
با بغض طفل های عزادار تازه شد
باری به کربلا غم زوار تازه شد
چل شب گذشته بود که دیدار تازه شد

پر کرده بود خرمنی از لاله دشت را
همواره می گریست هر آنچه گذشت را

دل از زمین برید به معراج پر کشید
چادر سیاه خاکی خود را به سر کشید
مویه کنان مزار برادر به بر کشید
دردی هزار ساله درین مختصر کشید

در خود شکسته است ولی دم نمی زند
جز در عزای آل علی (ع) دم نمی زند

می گوید از جسارتشان ، گریه می کند
از دشمنان و غارتشان ، گریه می کند
از طفل در اسارتشان ، گریه می کند
از ظلم ، از شرارتشان ، گریه می کند

می گفت با حسین (ع) که با کاروان چه شد
دیده ست او به عین که با کاروان چه شد

گاه از لبان سوخته ی شیرخواره گفت
گاه از سر بریده ، تن پاره پاره گفت
گاه از نگاه دوخته بر گوشواره گفت
گاه از سری که ماند به دارالاماره گفت

حالا در اوج مرثیه اش رنگ باخته ست
چون شاعری که قافیه اش رنگ باخته ست:

شاعر کنون به سیر سماوات رفته است
گویا که با خدا به ملاقات رفته است
از کربلا گذشته به میقات رفته است
مُرد از مصیبتی که به سادات رفته است

حالا کنار دفترش از پا نشسته است
در بیت های آخرش از پا نشسته است.

محمد شکری فرد/صفر 1436/تبریز


این روزها به خاطر امتحانات میان ترم و نزدیکی پایان ترم زیاد نمی تونم در سایت حضور داشته باشم.اما تا جایی که می توانم اشعار اساتید و دوستانم را می خوانم و بهره مند می شوم.

کلمات کلیدی این مطلب :  محمد شکری فرد ،


   تاریخ ارسال  :   1393/9/27 در ساعت : 9:10:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  1639


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  پارسافر     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سلام شاعر گرامی با اجازه بی دعوت آمدم وخواندم ولذت بردم.خیلی زیبا بود. خوشحال میشوم تشریف بیاورید واز نظراتتان بهره مندم کنید باسپاس
اله یار خادمیان
1393/9/27 در ساعت : 9:56:12
باسلام و سپاس درود بسیا ر خوب و روان و ارزشمندبود جاودانه باشیه عاشورای و حسینی بمانی
و بسرایی احسنت برشما بزرگوار

محمد:

سلام.ممنونم آقای خادمیان.

لطف شما مستدام.

زنده باشید.
مرضیه عاطفی
1393/9/27 در ساعت : 10:5:6
سلام و قبول باشد انشاءالله

اجرتان با نگاه عمه جان سادات؛ حضرت زینب(س).

همواره عاشورایی باشید.

یاعلی(ع)

محمد:

سلام.ممنونم خانم عاطفی.

زنده باشید.
حسین نبی زاده اردکانی
1393/9/28 در ساعت : 2:29:50
سلام و اجرتان با حضرت زینب(س)
می گفت با حسین (ع) که با کاروان چه شد
دیده ست او به عین که با کاروان چه شد

محمد:

سلام.ممنونم آقای نبی زاده.

زنده باشید.
علی‌رضا قزوه
1393/9/28 در ساعت : 3:35:49
سلام . دست مریزاد . مربع ترکیب بود البته و ترکیب بند نبود ولی خوش ترکیب بود. اجرت با امام حسین

محمد:

سلام استاد.ممنونم از محبتتان.لطف دارید.

چشم اصلاح می کنم.

انشاالله همیشه سلامت باشید.
حسین سنگری
1393/10/1 در ساعت : 22:43:21
محمد جان بسیار زیبا بود / مشتاق دیدارتم برادر

محمد:

سلام...ممنونم حسین جان.منم همینطور.

ایشالا به زودی.

سلامت باشی رفیق.
بازدید امروز : 29,824 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,728,203
logo-samandehi