ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کربلای غزّه




من  بـــودم  و تـوحّشِ  قـومی  پلیــد  که:



من مانــدم  و  تــرنّم  خـون  شهیـــد  که:



 



زیــرهجــوم  سُـــربیِ  رگبــار  کینه ها



در دل جـوانه می زد و قـد می کشید  که:



 



با من بخوان دوباره غـزل های غزّه را



یعنی بیــــا  به  خلوتِ  پاییــز  بیــد  که:



 



از دفتــر  خیـالِ  پـــریشان  شـاخه اش



پَـرمی کشد پـرنده ی  شعری سپیــد که:



 



دارد  پیام خون و عطش در نگاهِ خــود



از مرغ  خسته ای  که شده  ناپـدیـد که:



 



هر جا  فُرات  بود  وعَلم  بود وعاشقی



دستِ یکی قَلم  شـد  و  نایی  بُــرید که:



           ....................................



           ....................................            



اینجا دوباره قصّه ی سرخ شکفتن است



  این  شمر بی مروّت  و آن هم  یزید که..



..


کلمات کلیدی این مطلب :  کربلای ، غزّه ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1390/6/18 در ساعت : 13:38:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  1446


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

سید علمدار ابوطالبی نژاد
1390/6/18 در ساعت : 14:6:6
سلام آقای پورکریمی بزرگوار

هر جا فُرات بود وعَلم بود وعاشقی

دستِ یکی قَلم شـد و نایی بُــرید که:

غزلی بود زیبا وخواندنی وتأثیرگذار
.........................
سلام جناب ابوطالبی نژاد
سپاسگزارم
عباس خوش عمل کاشانی
1390/6/18 در ساعت : 19:23:49
با سلام و درود.شعری فاخر و تاثیرگذار و ماندنی است.
...............................
سلام جناب استاد خوش عمل عزیز
من همیشه وامدار الطاف حضرتعالی هستم . تذکر مردانه ی شما را هم به دیده ی منت و از سر شوق پذیرفتم . موفق و سلامت باشید.
ابراهیم حاج محمدی
1390/6/18 در ساعت : 19:41:0
ماشاء الله / حظ ّوفیر و لذّ کثیر بردم دست مریزاد
................................
سلام جناب استاد حاج محمدی گرامی
از اظهار لطف شما ممنونم پاینده باشید.
علی سعادتخانی
1390/6/18 در ساعت : 23:28:41
فوق العاده بود شاعر
دست مریزاد حاجی
به امید رهایی سرزمین فلسطین از چنگال دیو صفتان
...........................
سلام استاد سعادتخانی گرامی
در محضر اساتید زیره به کرمان بردن است.ممنون
بهشاد امامی
1390/6/19 در ساعت : 0:48:53
سلام بر دوست مهربانم
"تا تواني به جهان خدمت محتاجان كن به دمي يا درمي يا قلمي يا قدمي"
اميد كه خداوند تلاش قلم شما را به بهترين صورت بپذيرد.
............................
سلام برادر عزیز
خیلی از شما دوست متعهد و بزرگوار ممنونم.
حمیدرضا اقبالدوست
1390/6/19 در ساعت : 1:4:47
عالی قربان /امیدوارم بشر به زودی از این ظامها و ناملایمات رهایی یابد / پاینده باشید
.........................
ممنونم آمین
بهشاد امامی
1390/6/19 در ساعت : 5:55:49
سلامی دوباره
متحمل زحمت شده اید و ذیل شعر قبلی من (پگاه)عباراتی کریمانه نگاشته اید.
امید که حسن ظن حضرتعالی شفیع سروده های من باشد و خداوند به خاطر و به حرمت قلم شما که دفتر مرا متبرک ساخته است و به اعتبار امثال شما عزیز، با دست های تهی و خالی من با بخشش ، تساهل و ترحّم رفتار کند.
برزو علی پور (خودکار کم رنگ)
1390/6/19 در ساعت : 9:25:53
سلام آقا مصطفای عزیز
این عکس روحیه مرا داغان کرد من از صبح که این عکس را دیدم گذشته نه چندان دوری را جلوی چشمم دیدم گذشته ای سرشار از خون و تکه تکه شدن گذشته ای که در هویزه اندیمشک سوسنگرد و ... رقم می خورد و کودکان بی گناهی که روز به روز در معصومیت خویش غرق می شدند یا لحاظاتی که مجبور بودید عقب نشینی تاکتیکی کنید و بعضی از بچه ها خبر نداشتند و توی خط جا می ماندند و ...
اینجا دوباره قصّه ی سرخ شکفتن است
این شمر بی مروّت و آن هم یزید که...
موفق باشید .
با احترام _ خودکار کم رنگ
..............................
سلام برادر بزرگوار
شما و سرمشق هاتون برای من خیلی عزیزید.
محمد وثوقی
1390/6/19 در ساعت : 9:43:29
«و کأین من نبیٍ قاتل معه ربیون کثیر»...
سلام بر استاد پورکریمی گرامی

هر جا فُرات بود وعَلم بود وعاشقی
دستِ یکی قَلم شـد و نایی بُــرید که:

اینجا دوباره قصّه ی سرخ شکفتن است
این شمر بی مروّت و آن هم یزید که..

جگرسوز بود استاد دست مریزاد.
مستدام باشید.
...........................
سلام جناب استاد وثوقی عزیز
از لطف همیشگی شما سپاسگزارم.
رضا کرمی
1390/6/19 در ساعت : 9:51:39
استاد بسیار دردناک سروده اید...دست مریزاد
.............................
سلام جناب استاد کرمی عزیز
از اینکه سر می زنید سپاسگزارم نظر شما برای من غنیمت است.
محمد یزدانی جندقی
1390/6/19 در ساعت : 13:6:55
سلام بزرگوار
شعر بسيار تاثير گذاري بود و كوهي از احساس مسئوليت و درد مشترك را بر شانه مخاطب
مي گذارد به خصوص با ان عكس كه در صدر شعرتان درج كرده ايد يا حق
.......................
سلام جناب آقای یزدانی عزیز
از اظهار لطف و نظرتان سپاسگزارم
بازدید امروز : 12,418 | بازدید دیروز : 23,683 | بازدید کل : 128,508,583
logo-samandehi