ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام و عرض ادب استاد گرامی - نظر شما هم درسته اما با سروده ی استاد صالحی فرقی نداره غزلشون خیلی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام مجدد - اگر می خواستید نحو را رعایت کرده باشید، بهتر بود می فرمودید: - و عمری صرف‌ِ‌کسبِ    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



های ایران!
انتظار معجزه بیهوده است
بخت ما به خواب مرگ آلوده است
سقف خواهد ریخت، از پوسیدگی
که ستون خانه مان فرسوده است
بخت ما زنجیر در زنجیر بند
واگشایی حلقه مفقوده است
دولتت این بعد از آن، تلمودخوان
یا تفاله های حزب توده است
هر کسی را که نکهبان میشناخت
بر شمار خائنان افزوده است
هر که صاحب منصبی را مچ گرفت
گفت بالادست من فرموده است
دزد را بیهوده تا قاضی نبر
راهزن را پیشتر بخشوده است
پیش رو طوفان نوح است و هنوز
مشکل این قوم، باد روده است
***
های ایران، امپراطور جهان
که خدایت مهتری بخشوده است
پهلوانی که سر شر را شکست
خیر زیر پرچمت  اسوده است
چه به روزت آمده زیباترین؟!
چشم شور که تو را پیموده است؟
چه به روزت آمده، شب کرده ای؟!
پاتوق خورشید اینجا بوده است
خلق را کسوت، کفن گشت و تو را
حلق به خاک سکوت اندوده است؟!
مهرشاعر حرف ها را با تو زد
تا نگویی راز را نگشوده است
***
 مهرداد نصرتی مهرشاعر
 
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ایران ، غزل ، شعر ، مهرداد نصرتی ، مهرشاعر ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/11/28 در ساعت : 23:12:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  558


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,028 | بازدید دیروز : 40,832 | بازدید کل : 125,533,072
logo-samandehi