ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام خواهر عزیز - ابتدا امیدوارم تسلیت مرا در این غم پذیرا باشید خداوند به خانواده اش صبر عنایت ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - ۱_ در مصرع یازدهم (آن کس که بشکنددل یاران خویش)) ظاهرا سهو القلمی رخ داده است چون اشکال وزن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با درود . - درگذشت همکار عزیز و گرامی تان را تسلیت عرض می کنم . صبرتان در تحمٌل این مصیبت جمیل و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یا فاطمه الزهرا(س)


نخواستم بنویسم که در خطر بوده ست
گلی که زیرلگدهای حمله ور بوده ست
 
به هر "در"ی که زدم باز ، باز شد روضه
دلم همیشه در این غصه"در"به "در" بوده ست!
 
چه شد که جوهرشعرم به رنگ نیلی شد
و سرخ شد رخش از این که بی خبر بوده ست!
 
قلم رها شد و اول نوشت اینگونه:
گلی که پاره ی جسم پیامبر بوده ست
 
پس از تمام سپس ها رسید آنجا که
هم او که جان نبی بوده پشت در بوده ست
 
نوشتم "آتش" و شعرم نسوخت ، این آتش
به لطف واژه ی "زهرا"ست  بی اثر بوده ست
 
برای کشتن محسن  بهانه ها این بود
همین که فاطمه مادر، علی پدر بوده ست!
 
دری توان علی را  گرفت و پرسیدم
مگر که از در خیبر بزرگتر بوده ست؟!
 
علی که قدرت یک  دست او میان نبرد
به قدر قدرت و زورچهل نفر بوده ست!
 
چگونه شد که سپر شدبرای او زهرا
علی همان که به هر جنگ بی سپر بوده ست
 
امیرتیغ دوسر طعنه  هافراوان خورد
ز مارها که زبان هایشان دوسر بوده ست!
 
و بیت بیت غزل شد شبیه یک کوچه
دلم گرفت و نوشتم علی اگر بوده ست...
___
 
قلم به دست من آمد دوباره ساکت شد
قلم نخواست بگوید که درخطر بوده ست
 
و نام قاتل او را میان قافیه ها/
نشد بیاورد و گفت میخ در بوده ست!!!



موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1393/12/11 در ساعت : 3:50:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  1404


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1393/12/11 در ساعت : 9:33:10
درود!خوب بود آقامحسن.
سید علی مرتضوی
1393/12/11 در ساعت : 10:40:38
دری توان علی را گرفت و پرسیدم
مگر که از در خیبر بزرگتر بوده ست؟!
اجرکم عندلله
بسیار زیبا بود
زهرا آراسته نیا
1393/12/11 در ساعت : 20:27:53
عالی . مخصوصا مصرع پایانی
زهرا (س) دعا گویتان باد
محمد شکری فرد
1393/12/11 در ساعت : 23:33:4
سلام محسن جان . . .

خیلی خوب بود.

سلامت باشی.
سید حسن رستگار
1393/12/12 در ساعت : 20:10:14
طیب الله محسن جان
محمدرضا رضایی
1393/12/14 در ساعت : 1:11:43
سلام. بسیار زیبا و دلنشین بود

برای کشتن محسن بهانه ها این بود
همین که فاطمه مادر، علی پدر بوده ست!
بازدید امروز : 18,189 | بازدید دیروز : 29,739 | بازدید کل : 133,714,577
logo-samandehi