ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام خواهر عزیز - ابتدا امیدوارم تسلیت مرا در این غم پذیرا باشید خداوند به خانواده اش صبر عنایت ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - ۱_ در مصرع یازدهم (آن کس که بشکنددل یاران خویش)) ظاهرا سهو القلمی رخ داده است چون اشکال وزن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با درود . - درگذشت همکار عزیز و گرامی تان را تسلیت عرض می کنم . صبرتان در تحمٌل این مصیبت جمیل و   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معصومه حیدرپور
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هوالعشق
 
نوای ربنّا در قطعه‌ های  باربَد جاریست
نشاط از گوشه‌ی محراب و ذکر«یاصمد» جاریست
 
چه عطری می وزد هر لحظه از گلدسته‌ی مسجد
درون جانمازم  شور الغوث واحد جاریست
 
به دستم رشته‌ی تسبیح، هم تهلیل می گوید  
طرب از لابلای مهره ها و هر عدد جاریست
 
به کنج خلوت خود تا سحر دارم مناجاتی
خدا در بین هر قلبی که تنها می شود جاریست
 
شبی دل را به دریا می زنم سرمست از توحید
جنونی سمت ساحل در میان جزر ومد جاریست
 
تپش های دل من تند کرده نبض دریا را
میان موج ها گم می کنم ذوق تماشا را
 
 دلم با سوره‌ی یاسین و«انزلنا» به شور افتاد
« دخان» را ناگهان خواندم دل دریا به شور افتاد
 
چه شوقی پشت یک احساس مبهم می شود جاری
نم اشکی، به یاد عشق، کم کم می شود جاری
 
هو العشق از درونم چون نیازی سر بر آورده است
هوالرحمان شبیه یک کبوتر پر در آورده است
 
به معراج دعا حس کرده ام حال پریدن را
میان اشک هایم دیده ام شور چکیدن را
 
قنوتی بسته ام بر بال جبرائیل یک لحظه
بهشتی پیش چشمم می شود تشکیل یک لحظه
 
درون من «مفاتیح الجنان» و «گلشن راز» است
دری، سمت خدا، از گریه های نیمه شب باز است
 
کنار خانقاه مولوی در بلخ می گریم
به یاد لحظه های معنوی در بلخ می گریم
 
دلم  سرشار«می» با خوشه های تازه‌ی انگور
« الهی نامه» می خوانم به سوی شهر نیشابور
 
به وجد آمد دلم با مویه های خواجه عبدالله
«قلندرنامه» خواندم پا به پای خواجه عبدالله
کلمات کلیدی این مطلب :  توحیدی ، تسبیح ، مناجات ، خدا و.... ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1395/3/5 در ساعت : 13:30:48   |  تعداد مشاهده این شعر :  739


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1395/3/6 در ساعت : 1:30:13
تپش های دل من تند کرده نبض دریا را
میان موج ها گم می کنم ذوق تماشا را

هو العشق از درونم چون نیازی سر بر آورده است
هوالرحمان شبیه یک کبوتر پر در آورده است

سلام و درود جناب حسینی عزیز

بسیار عالی ... دست مریزاد
سید سکندر حسینی
1395/3/15 در ساعت : 11:28:14
سپاسگزارم از لطف تان آقای صالحی عزیز!!!
غلامعباس سعیدی
1395/3/9 در ساعت : 18:12:24
درود بر شما


خدا در بین هر قلبی که تنها می شود جاریست
بازدید امروز : 22,087 | بازدید دیروز : 29,739 | بازدید کل : 133,718,475
logo-samandehi