ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



(( دست هایی پشت پرده ... ))

((  دست هایی پشت پرده ...  ))


از همـان روزی که پـرواز و  پریـدن باب شـد

 بال  را ، از کِتـف هر  پروانـه چیـدن باب شـد
 
پا به پـای حضـرت هابیـل رفتـن ، خوب بـود
تـا کـه بـا قابیلیـان هم سو دویدن  باب شـد
 
آسـمان هم لاجـوردی بوده تـا  نفـرینِ نـوح
بعد از ان پاشـید و بیش از حد چکیدن ، باب شد
 
در همان روزی که یوسـف را به چـاه  انداختند
لکّـه ها را دامـنِ گُرگـی کشـیدن بـاب شـد
 
زندگی کردم ، خـدا را  بنـدگی بـی بَردِگـی 
تـا فـروش آدم و آدم خـریـدن بـاب شـد
 
حضرت موسی که در دامان فرعـون جـا گرفـت  
آب و نان بر سـفره ای از خون  چشیدن باب شـد
 
از همان وقتی که عیسی مُرده ای را زنـده کرد
کینـه ها را زنده کردن بـا دمیـدن باب شـد !
 
جـانِ ابراهیـم  را آتش گلسـتان شـد ولـی
در میـان شـعله ها سُـکنا گزیـدن باب شـد !

شد خیـانت در امانت  با محّـمد(ص)ریشـه کن
بعـد از او عِترت کُشـی با سـر بریدن باب شـد
 
دیدنـی شـد حق ما کوچک تـر از ارزن ولـی
پول و امـلاکی نجـومی را ندیـدن باب شـد
 
دست هایی پشت پرده ، کس نمی داند که چیست !
پس ((شـنیدن کی بُوَد ماننـد دیـدن )) باب شد
 
کاش می شـد جـاذبِ نیکـو  بگویـد یک نفـس
پـرده هـا افتـاد و تنهـا ، آرمیـدن   باب شـد
 
مـن در این جغرافیـا ، تاریـخ می بینـم  ولی
در غـزل ،  مجنـونِ بی لیلا  شنیـدن باب شـد

 
 (( جاذب نیکـو ))

 
یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر، ندای حق سردادند و انسانها را به برابری و مهر ورزی دعوت کردند  ، اما دست هایی پشت پرده ، همیشه و  در اثنای تاریخ ،  بشر را به بیراهه رهنمون کرده است  ... تقدیم به همه ی حقیقیت جویان ...
 
 
مهربان و حق مدار  باشیم عزیزان
کلمات کلیدی این مطلب :  پشت پرده ، جاذب نیکو ، دست ، غزل ، نجومی ، حقوق ، جاذب ، محمد ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1396/2/24 در ساعت : 12:49:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  623


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,338 | بازدید دیروز : 18,116 | بازدید کل : 122,035,274
logo-samandehi