ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شاید تمام شمع های تشنه می دانند ...تا تو بیایی راه چاره سوختن باشد


شاید دلت درگیرو دار آمدن باشد ...



بغض هزاران کوه ، گرم ِ واشدن باشد



 



شاید تمام شمع های تشنه می دانند ...



تا تو بیایی راه چاره سوختن باشد



 



یک روز چشم مصریان را ذوب خواهی کرد



آنروز روز ِ لذت ِ سر باختن باشد



 



دور از تو عاشق می شویم اما یقین داریم



پیش تو بودن بهتر از عاشق شدن باشد



 



بی تو چه فرقی دارد این خانه و آن خانه



آواره بودن درک انسان از وطن باشد



 



ای کاش جای این همه دوری و تنهایی ...



گل های داودی کنار نسترن باشد



 



افتاده ایم از پا هزاران جمعه پیمودیم ...



دیگر نه نای ماندن و رفتن به تن باشد



 



ای کاش آن روزی که می آیی درون ما .....



نیروی حتی از زمین برخاستن باشد



http://sabzevar-sher.persianblog.ir/


کلمات کلیدی این مطلب :  شاید ، تمام ، شمع ، های ، تشنه ، می ، دانند ، ...تا ، تو ، بیایی ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/8/16 در ساعت : 15:59:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  1593


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1390/8/16 در ساعت : 17:9:34
مرحبا بکم و آجرکم الله . رزقنا الله و ایاک محبة اهل بیت النّبیّ علیهم السّلام / لذت بردم بسیار فاخر و دلنشین و بیاد ماندنی است .
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/8/16 در ساعت : 17:49:27
سلام و عرض ارادت
شعری دلنشین ، زیبا و پر شور است فراخوانی برای فراتر از انتظار
میلاد سلطانی آزاد
1390/8/16 در ساعت : 17:52:53
سلام بزرگوار

دل نوشته ای گرانقدر بیان فرمودید.

شاید این جمعه بیاید شاید .

جسارت می کنم یک « ر » در تایپ جا افتاده
دور از تو عاشق می شویم اما یقین داریم



مصطفی پورکریمی
1390/8/16 در ساعت : 20:52:0
سلام جناب استاد نژادهاشمی بزرگوار

شاید تمام شمع های تشنه می دانند ...

تا تو بیایی راه چاره سوختن باشد

عیدتان مبارک کوچه های انتظار را با این غزل زیبا قدم زدیم خیلی با طراوت بود .
عباس خوش عمل کاشانی
1390/8/17 در ساعت : 5:49:39
نفیسه ای شیرین و دلربا و فاخر است.غزل در چنین اوزانی را دوست می دارم.سربلند باشید.
علی سعادتخانی
1390/8/17 در ساعت : 9:44:45
غزل قشنگی خواندم برادر
مرحبا
ناصر عرفانیان
1390/8/17 در ساعت : 10:16:52
باسلام وادب جناب نژاد هاشمی گرامی استفاده بردیم بسیار زیبا وفاخر واستوار است

دست مریزاد در پناه حق
مجید مه آبادی
1390/8/17 در ساعت : 17:32:44
سلام سيد مهدي نژاد هاشمي عزيز

غزلي با قدرت و قوي بود
سید محمدرضا هاشمی زاده
1390/8/18 در ساعت : 12:17:52
سلام..گرانمایه دوسن..جناب نژاد هاشمی

..قبلا از هر چیز از این نقد پیرانه سرم عذر میخواهم
هرچند در حوالی دنیای مجازی کم آفتابی می شوم وشاید هم سعادت حضور بیشتری در جمع اهل دل این سامان نیست..اما...بنا به این بیت شعرم
روزگاری که دلامون همگی سنگ شده......چند روزی ست برای تو دلم تنگ شده

غزل دیگر با حال وهوایی تازه تر وموج در موج در این دریای پرتلاطم..اما..پر از گوهر
چه عطر انتظاری در سراسر این غزل معطر موج میزند...در مطلع یکی از غزل هایم گفته ام
در غربتی بدون تو از دست میروم.....با این وجود عشق تو تا هست میروم
هرچند سوختن ...باید ساخت ودر انتظارش نشست...که تعبیرت دلنشینت در این غزل..به زیبایی...وعطر انتظار به تصویر کشیده شده...با پوزش مجدد....1..هر چند بیت نام مقدس حضرت یوسف وچشم متظر حضرت یعقوب را تداعی میکند اما...من نتوانستم...چنین ارتباط تنگاتنگی رابین مصرع اول ودوم بعنوان مکمل ببینم.....
یک روز چشم مصریان را ذوب خواهی کرد
آنــــــروز روز ِ لذت ِ ســـــر باختن باشد.....ار تباط زلالی با مصراع اول ندارد
..........
2..در این مصراع..گلهای داودی فعل جمع میخواهد اما در غزل فرد آمده..
گل های داودی کنار نسترن باشد.....مثلا باشند..چون.گلها..جمع است
3.. هرچند غزل لبریز از بیتهای ارزشمند است اماشاه بیت این غزل به نظرم
دور از تو عاشق می شویم اما یقین داریم
پیش تو بودن بهتر از عاشق شدن باشد
4..اما نکته اساسی با پوزش از محضر شما استاد..استفاده از هفت مصدر..با مخرج ن...در این غزل است ..که همانطور که میدانید ما فقط مجاز به استفاده از یک مصدر در مصراع های زوج یک غزل هستیم....سوختن..(_سوخت)...واشدن..(واشد)....باختن...(باخت...)..شدن..(شد)....رفتن(رفت)...بر خاستن(برخاست)...آمدن( آمد)
..میبینیم که ن تنها برای همقافیه شده آنهم در مصدر ها کافی نیست....میشود با حرف ن در کلمات مختلف قافیه زیادی ظاهرا ساخت...که فقط یک مصدرش مجاز هستیم....اگر حرف ن را از آخر مصدر ها بردارم کلمات گوناگونی میمانند....که از ریشه با هم همقافیه نیستند...(.حتما از اساعه ادبم پوزش میخواهم)...ملاحظه بفرمائید این قافیه ها درست است..در چنین غزلی....
گفتن....(..فقط یک مصدر در غزل کافی است )
..تن....بدن....من....آهن....سخن....حسن....چمن....وطن....چون حرف ن..از جنس خود کلمه است.....ولی ن مصدر ها همه یکی است..وجنبه تکراری دارد...








بازدید امروز : 6,879 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,741,845
logo-samandehi