ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رازدل

آهسته بگوشم سخنی پیر مغان گفت
درد دل خود را بر هرکس نتوان گفت
 
پرهیز کن از صحبت نااهل که نا اهل
آنرا که نهفت از تو به غیر توعیان گفت
 
مگشای به پیش همه کس سفره دل را
نتوان که به پیش همگان سر نهان گفت
 
این سفره سزاوار کسی است که با عشق
 جان ازتوکه بشنید به قربان تو جان گفت
 
آن هرزه دهان راز مرا بی کم و بی کاست
چون باد به هر کوی و گذر نعره زنان گفت
 
با من به زبان نگه آهنگ سخن کن
بس راز جگرسوز که نتوان به زبان گفت
 
صد پرسش بی پاسخ اگر بود دلم را
پاسخ همه را با گذر خویش زمان گفت
 
رازی که بهاران  نتوانست بگوید
باخش خش یک برگ بمن بادخزان گفت
 
تا زنده ام ای دوست به فریاد دلم رس
زان پیش که گویند فلان ترک جهان گفت
 
علی شهودی بستان آباد
تبریز _18 مهر 1397

کلمات کلیدی این مطلب :  پیرمغان ، رازدل ، اغیار ، یار ، سفره دل ، شهودی ،


   تاریخ ارسال  :   1397/7/20 در ساعت : 1:41:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  810


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1397/8/10 در ساعت : 9:24:29
رازی که بهاران نتوانست بگوید
باخش خش یک برگ بمن بادخزان گفت
دست مریزاد
علی شهودی
1397/8/12 در ساعت : 18:2:53
سلام و سپاس
بازدید امروز : 30,692 | بازدید دیروز : 42,270 | بازدید کل : 128,693,961
logo-samandehi