ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



((رباعی)) ///باید که تو را درون ترشی انداخت


 



 



برفی که سر مزرعه آوار شده



یک روسری ِ سپید و گلدار شده



انگار نه انگار که امشب تا صبح



یلدا به تماشای تو بیدار شده



///////////



بر روی لبم نشان کشته بگذار



ناکامی و صد حرف نگفته بگذار



عمریست به زنده بودنم مشکوکم



بین من و زندگی سه نقطه بگذار



///////////



ازچرخه زندگی جدا افتادم



در مخمصه ، بی چون وچرا افتادم 



یکباره تو را دیدم و نادانسته ...



دنبال نخود سیا به را افتادم



//////////



 



عاشق شده ای که روز و شب جا بخوری



توی چمدان زندگی تا بخوری



رفتی که بخوابی سر شب خیلی زود ...



یادت نرود که قرص خود را بخوری



......



طعم خوش آبشار را دزدیدم



جام جم افتخار را دزدیدم



تا بوسه زدم به پلکهایت دیشب



یک خواب پر از بهار را دزدیم



.......



از دست تو کل زندگانی را باخت



باغر غز تو نمی توان آخر ساخت



در رفت دوباره خواسگاری دیگر ....



باید که تو را درون ترشی انداخت



......



دنبال تو زا به راه می افتد ماه



در تاب و تب گناه  می افتد ماه



چشمک نزن از دور ستاره زیرا...



با وسوسه ات به چاه می افتد ماه



////////////



 



من برآنم ابدیت از چکیدن یک قطره می روید



بهشت خلاصه می شود در وحشی ترین گلهای کوهستان



وجهان سنگ ریزه ای است که در بی نهایت تو غرق می شود



http://sabzevar-sher.persianblog.ir/


کلمات کلیدی این مطلب :  ، ((رباعی)) ، ///باید ، که ، تو ، را ، درون ، ترشی ، انداخت ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/10/1 در ساعت : 15:37:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  4032


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1390/10/1 در ساعت : 17:49:34
سلام بر شما
رباعی های زیبائی است . استفاده کردم . سهوالقلم مصرع سوم رباعی دوم را اصلاح فرمائید .
//////////////
ممنون استاد عزیز
محسن یاری
1390/10/2 در ساعت : 0:9:4
مرسی دوست عزیز من . زیبا هستند
////////
ممنون از حضورتان
مصطفی پورکریمی
1390/10/2 در ساعت : 0:34:14
سلام جناب استاد نژادهاشمی گرامی
واقعا زیبا و دوست داشتنی بودند ....اگر ممکن است در مورد قافیه های رباعی دوم توضیحی بفرمایید.
.............
سلام استاد عزیز ممنون قافیه های رباعی دوم شنیداری است ...البته درخصوص قافیه شنیداری حرف و حدیث زیاد است
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/10/3 در ساعت : 6:51:36
سلام و عرض ارادت
تردید نمی کنم که زیبا بودند
اعظم پردل
1390/10/3 در ساعت : 13:3:40
زیبا بود.
دررفت دوباره خواسگاری دیگر...
باید که تو را درون ترشی انداخت
افشین تل لو
1390/10/3 در ساعت : 13:3:41
زیبا بود برادر شاعرم لذت بردم.
بازدید امروز : 7,031 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,741,997
logo-samandehi