ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
مرا امشب بجوشان، شک مکن، در شیشه کن، بشکن - به دنبال خدایی تازه ام در باورستانها - هزاران درود ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
غزلی شکوهمند با همان زبان آشنا و گاه گزنده ی دکتر قزوه ، شرارت این لحن چنان است که ساختار قافیه را ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر حضرت استاد - غزل شورانگیز متفاونی است از شما با درونمایه ای از سبک هندی....دستمریزاد. -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
پس آن شاعری که آنچه دیگران نمی بینند می بیند کجاست پس رسالت شاعر را کدام پیامبر و در کدام پیامرسان ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - با آوردن توضیح زیر شعر موافق نیستم - به مخاطب احترام بگذارید تا خودش محل منازعه و چالش    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - اینکه فقط شاعر یک بیت شعر تولید کند در حقیقت مرتکب تک بیت گویی نشده است -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر ارجمند جناب سلیمانپور - ای کاش می شد - در بیت ششم - ای دل - حذف و بجای ان عب   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دوباره تنهایی

 

"دوباره تنهایی"

تووی ذهنم سکوت انباری است

که پر از بمب های ساعتی است

کوه آتشفشانِ کاغذ ها

در دلش خاطرات خط خطی است

***

پای میز همیشه یک رنگم

می نشینم که درد دل دارم

دفترم باز زیر باران ماند

گریه کرده دوباره افکارم

***

قلمم را دوباره نخ کردم

واژه واژه کنار هم چیدم

از درختت همیشه خوشحالی

از درختم همیشه غم چیدم

***

ساعت روی میز بیمار است

قرص خورده است و باز هم خواب است

زخم لب باز کرده ی من را

مرحمی نیست گرچه بی تاب است

***

می نویسم "دوباره تنهایی"

سوت و کور است خانه ی سبزم

کاش می شد دوباره برگردی

بی قرار است شانه ی سبزم

***

شهر پروانه های پیرهنت

شمع ها را دوباره عاشق کرد

تا سحر با تو قصه می بافم

تا سحر می توان کمی دق کرد

***

غنچه ای در جهنم ذهنم

سبز می شد شکوفه می زد باز

لا به لای سیاهی امشب

کوک کرده به رقص آتش ساز

***

قاصدک آمد و گلی آورد

آرزو کرده ام که او... رفتم

گریه هم سهم کودکان باشد

من که مردم همیشه سرسختم

***

قهوه تلخ از دهن افتاد

زندگی که همیشه بی او نیست

گرچه قلبم پر از ترک شده است

قلب یک مرد، بند به یک مو نیست

***

آتشی در میان ذهن من است

خاطراتِ سیاه می سوزد

چرخ خیاطی قدیمیِ مان

قلب من را دوباره می دوزد



   تاریخ ارسال  :   1398/5/7 در ساعت : 0:27:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  344


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عزیزالله بهروزی
1398/5/8 در ساعت : 11:19:42
عالی و نویسا و تاثیر گذار لذت بردم
بازدید امروز : 5,874 | بازدید دیروز : 32,500 | بازدید کل : 123,257,550
logo-samandehi