ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گاه سارا گاه اُفیلیا ...


***



کریه



شکسته انگشت اشاره ای به خیابان پوسیده



آنجا که قدمهایمان سست شد



و گوژپشتی از گلویم نالید که دوستت دارد



کریه تر از مرگ ام / من



که نقاب می زنم عاشقم .



***



گیسوی کدام رودخانه را شانه می زند این زن



که ستاره بر پیشانی اش افتاده



می رقصد گاه سارا گاه اُفیلیا



با داس از ته بچین رود را



مکبث .



***



این چهار چوب تابوت ایست



که به خیابان بی تو ختم می شود



شیشه هایی رنگی



که از لنز پری هایی جن زده می گذرد



تا نامت را زیر تلخی برف های لیز سُر بخورند



و فراموش کنند روزی



رُژ های جهان



از گونه ی گوزن های تو می ریخت



پاپا نوئل


کلمات کلیدی این مطلب :  گاه ، سارا ، گاه ، اُفیلیا ، ... ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/10/17 در ساعت : 15:24:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  1206


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1390/10/17 در ساعت : 16:4:28
با سلام بسیار متین و فاخر و دلنشین است.از نمونه های بارز و قابل ترحیب است بی برو برگرد.دست مریزاد.


...........................................

به حساب حسن ظن شما می گذارم استاد ..برقرار باشید .
سید حکیم بینش
1390/10/17 در ساعت : 18:7:55
با سلام
شعر زیبا و دلنشینی بود.
چند بار خواندمش و لذت بردم
محمد وثوقی
1390/10/17 در ساعت : 20:38:32
سلام
شعر زیبایی است. این سطر: «تا نامت را زیر تلخی برف های لیز سُر بخورند» هم به لحاظ نحو کهنه اش در کاربرد «را» و هم به لحاظ معنا با سایر اندام شعر چفت نمی شود و فصیح نیست. عفواً اخی الاستاذ.
مستدام باشید.
محسن یاری
1390/10/18 در ساعت : 0:58:23
سلام جناب ضیایی عزیز . صلابت و فروتنی و استحکام شعرتان را می ستایم . درود
سید مهدی نژاد هاشمی
1390/10/17 در ساعت : 16:48:16
شعر زیبایی بود ممنون
.....................................
همیشه بر مدار شعر و شعور باشید .
سیده فاطمه صداقتی نیا
1390/10/17 در ساعت : 16:46:13
زیبا زیبا...خیلی زیبا بود.
سپاس
..........................
ممنونم .
علی سعادتخانی
1390/10/17 در ساعت : 20:5:21
خیلی زیبا بود جناب ضیایی، از آن دست شعرهای که می شود اعجاز شعر سپید را در آن خواند و لذت برد
موفق باشید
صادق رحمانی
1390/10/17 در ساعت : 15:57:38
درود. شعر زیبایی بود.
........................................................................................

بهانه ای شد با سرگذشت و اندکی از آثارتان آشنا شوم .ممنونم .
ابراهیم حاج محمدی
1390/10/17 در ساعت : 17:2:46
با سلام
استفاده کردم . اثری است دلنشین .
...................................................
سپاس ... و 3 پاس ....
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/10/17 در ساعت : 22:49:28
سلام جناب ضیایی عزیز
بسیار کلنجار رفتم ولی بخشهایی از شعر در ذهنم ننشست . چون همه ی دوستان بر خلاف من اندیشیده و اظهار نطر کرده اند ، تقصیر را به عهده ی کندی ذهن خودم میگزارم
دست مریزاد و برقرار باشید
سیاوش پورافشار
1390/10/17 در ساعت : 19:5:12
درود بزرگوار
از خواندن این شعر زیبا فیض بردم
دست مریزاد
مصطفی پورکریمی
1390/10/17 در ساعت : 20:36:18
سلام جناب ضیایی مهر گرامی

چقدر مرموز و پر نکته است این سپیدهای فاخر شما .من که همچنان منتظر عمونوروز خودمان می مانم شاید در هیأت تابوتی عمودی ....
مژده ژیان
1390/10/17 در ساعت : 20:44:10
درود جناب ضيايي مهر /قلمتان استثنايي ست و و بر مدار خاصي در گردش نيست /بي مرز قلم مي زنيد ماندگار و به ياد ماندني /مثل مرگ ليدي مكبث در اوج جنون!

همواره تازه و سبز باشيد
افشین تل لو
1390/10/17 در ساعت : 23:12:59
زیبا بود وتاثر برانگیز برادر شاعرم
رستگار وکامکار باشید.
بازدید امروز : 11,965 | بازدید دیروز : 12,143 | بازدید کل : 122,279,085
logo-samandehi