ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بر اساتید گرانقدر.... - شعر زیبای استاد و نظرات خوب اساتید را خواندم. تنها چیزی که به نظرم آ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سروزمین
 
سرفرازی به بلندای جهان ای ایران
سربلندی نفس خسته ی دوران ایران
 
زادگاهی پر ادراک و ظهور
خواستگاهی همه تندیس غرور
 
وطنم آه چه سردی و غریب
سرزمینم چه صبوری و خموش
چه غریبانه به ما می نگری
سرزمینم بزن آهنگ سحرگاه خروش
 
سرزمین ، سرو زمین
 
شاید این جمع دو گل واژه ی سرو است و زمین
که وِ یِ آن به گذرگاه زمان افتادست
 
سرو سبزی به بلندای وطن
و زمینی به تن گستره ی خسته ی خاک
خسته از فاصله ها
بر زبانش گله ها ؛
که خزر گوهر من بود و کنون نیست که نیست
و شقایق جگر سوخته ام بود که هست
 
و هنر بال و پر محترمم بود که بود
کرکس و زاغ بر این بام نشستند و سپس
ساز مستانه ی آن سوزاندند
نفسش ببریدند
قلمش خشکاندند
قند شیرین لبانش بردند
پرنیان از قد و بالای وطن دزدیدند
به تنم جامه ی پشمین عرب پوشاندند
 
آری ای فرزندان
شادمانی پسر خوب ترم بود که نیست
تسلیت آن پسر نا خلفم بود که هست
 
صد هزاران فریاد
سال هایی تاریک
سرزمینی که فقط شخم زدند
هیچ کس دانه ی مهری ننشاند
هیچ کس جوهر عشقی نفشاند
هر که آمد تبری بر قد این سرو نشاند
هر که آمد قدمی از تن این خاک فروخت
 
باز با این احوال
زنده باد ایرانم
به امیدی که شود باز همان سروِ زمین

نیمایی "سرو زمین" از دفتر اشعار نو و تصنیفها "به رنگ دل"

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/4/26 در ساعت : 1:40:29   |  تعداد مشاهده این شعر :  51


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,340 | بازدید دیروز : 19,246 | بازدید کل : 122,021,160
logo-samandehi