ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مثنوی اربعین
باز هم رخت عزا بر تن كنيد
آه اي زنجيرها شيون كنيد
 
دسته هاي سينه زن! جاري شويد
واژه ها، گرم عزاداري شويد
 
روي نعش ماه، با حالي حزين
مي چكد از آسمان گل بر زمين
 
عشق آمد بر دلم مجنون نوشت
اربعین را با خطی از خون نوشت
 
روي لب فرياد حيدر حيدر است
اربعين آغاز شوري ديگر است
 
اربعين آيينه اي از كربلاست
انتها نه! ابتداي ماجراست

کربلا هرچند ما را مقصد است
اربعین آغاز راهی ممتد است
 
باز هم صحراي محشر مي شود
كربلا دردل مكرر مي شود
 
ناله ها چون آه در دل مانده اند
ناقه ها از گريه در گل مانده اند
 
چشم ها، سرچشمه بيداري اند
اشك ها، تفسير زخمي كاري اند
 
ابرهاي غصه در تاب و تب اند
لاله هاي دشت،  اشك زينب اند

آه، زینب، زینب عالی مقام
آه زینب، از قیامت تا قیام!
 
مي وزد عطر شهيدان باز هم
مي دود در كوچه طوفان باز هم
 
دسته ها جمعند با سوز و فغان
آسمان گرديده امشب نوحه خوان
 
آسمان تا نوحه اش را دم گرفت
كوچه هاي شهر را ماتم گرفت
 
نوحه خوان! از پيكر بي سر بخوان!
باز هم از روضه اكبر بخوان
 
بار ديگر از صميم سوز جان
روضه عباس را با من بخوان
 
هان بگو، از كاروان غم بگو
ماجراي عشق را نم نم بگو
 
با دلي آكنده از اندوه و غم
ياد كن از حضرت سجاد هم
 
هان بخوان از روزهاي بي كسي
از شب دلشوره و دلواپسي
 
از چهل شب جوشش غم از زمين
از چهل شب داغ هاي آتشين
 
از چهل شب داغ و درد و اضطراب
از صداي ناله هاي آب آب
 
از هجوم خيزران بر لب بگو
سينه سوزان است از زينب بگو
 
آنكه چون شير است در دشت بلا
هان بگو از قهرمان كربلا
 
از نگين خاتم پيغمبري
از شكوه خطبه هاي حيدري
 
آنكه در اوج حيا و اقتدار
حرف مي زد با زبان ذوالفقار:
 
كربلا جز عشق و شيدايي نبود
هرچه ديدم غير زيبايي نبود
 
روي لب فرياد حيدر حيدر است
اربعين آغاز شوري ديگر است
 
مي رود از شام تا صبح حجاز
كارواني سربلند و سرفراز
 
اشکم از خون حسین ابن علی ست
عشق مدیدون حسین ابن علی ست
(سعیدی راد)
کلمات کلیدی این مطلب :  اربعین - مثنوی ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/13 در ساعت : 17:18:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  323


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

لطیف عمران پور
1399/7/14 در ساعت : 17:20:36
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی راد و نگاه صمیمانه اش با شعر پر تصویر و پر تپش و نفس گرم او ، چه زیباست این تلمیح و این تذکر جمله باشکوه بانوی دردمند کربلا همان زینب دل ناصبوران که بر لب گودال قتلگاه و در آن خیمه سوزان به دنبال رصد زیبایی ها بود...
بازدید امروز : 3,151 | بازدید دیروز : 29,468 | بازدید کل : 127,343,518
logo-samandehi