ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مثنوی اربعین
باز هم رخت عزا بر تن كنيد
آه اي زنجيرها شيون كنيد
 
دسته هاي سينه زن! جاري شويد
واژه ها، گرم عزاداري شويد
 
روي نعش ماه، با حالي حزين
مي چكد از آسمان گل بر زمين
 
عشق آمد بر دلم مجنون نوشت
اربعین را با خطی از خون نوشت
 
روي لب فرياد حيدر حيدر است
اربعين آغاز شوري ديگر است
 
اربعين آيينه اي از كربلاست
انتها نه! ابتداي ماجراست

کربلا هرچند ما را مقصد است
اربعین آغاز راهی ممتد است
 
باز هم صحراي محشر مي شود
كربلا دردل مكرر مي شود
 
ناله ها چون آه در دل مانده اند
ناقه ها از گريه در گل مانده اند
 
چشم ها، سرچشمه بيداري اند
اشك ها، تفسير زخمي كاري اند
 
ابرهاي غصه در تاب و تب اند
لاله هاي دشت،  اشك زينب اند

آه، زینب، زینب عالی مقام
آه زینب، از قیامت تا قیام!
 
مي وزد عطر شهيدان باز هم
مي دود در كوچه طوفان باز هم
 
دسته ها جمعند با سوز و فغان
آسمان گرديده امشب نوحه خوان
 
آسمان تا نوحه اش را دم گرفت
كوچه هاي شهر را ماتم گرفت
 
نوحه خوان! از پيكر بي سر بخوان!
باز هم از روضه اكبر بخوان
 
بار ديگر از صميم سوز جان
روضه عباس را با من بخوان
 
هان بگو، از كاروان غم بگو
ماجراي عشق را نم نم بگو
 
با دلي آكنده از اندوه و غم
ياد كن از حضرت سجاد هم
 
هان بخوان از روزهاي بي كسي
از شب دلشوره و دلواپسي
 
از چهل شب جوشش غم از زمين
از چهل شب داغ هاي آتشين
 
از چهل شب داغ و درد و اضطراب
از صداي ناله هاي آب آب
 
از هجوم خيزران بر لب بگو
سينه سوزان است از زينب بگو
 
آنكه چون شير است در دشت بلا
هان بگو از قهرمان كربلا
 
از نگين خاتم پيغمبري
از شكوه خطبه هاي حيدري
 
آنكه در اوج حيا و اقتدار
حرف مي زد با زبان ذوالفقار:
 
كربلا جز عشق و شيدايي نبود
هرچه ديدم غير زيبايي نبود
 
روي لب فرياد حيدر حيدر است
اربعين آغاز شوري ديگر است
 
مي رود از شام تا صبح حجاز
كارواني سربلند و سرفراز
 
اشکم از خون حسین ابن علی ست
عشق مدیدون حسین ابن علی ست
(سعیدی راد)
کلمات کلیدی این مطلب :  اربعین - مثنوی ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/13 در ساعت : 17:18:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  536


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

لطیف عمران پور
1399/7/14 در ساعت : 17:20:36
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی راد و نگاه صمیمانه اش با شعر پر تصویر و پر تپش و نفس گرم او ، چه زیباست این تلمیح و این تذکر جمله باشکوه بانوی دردمند کربلا همان زینب دل ناصبوران که بر لب گودال قتلگاه و در آن خیمه سوزان به دنبال رصد زیبایی ها بود...
بازدید امروز : 17,258 | بازدید دیروز : 33,254 | بازدید کل : 133,519,947
logo-samandehi