ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«در ناگهانِ رفتنت»
«در ناگهانِ رفتنت»
 
من، عشق را آن روز، دست کم گرفتم
این شد که اُنسی با صدای غم گرفتم...
 
در جان خود دیدم زلال آسمان  را
 تنها تورا در این جهان همدم گرفتم
 
همچون غریبی در بیابان مانده بودم 
 ازدست هایت کاسه ای زمزم گرفتم!
 
بی چتر، در باران، خدا نزدیک مان بود
آن روز بارانی، تو را محرم گرفتم
 
احساس خوبی داشتم باتو درآن فصل
 جوری که روی از عالم و آدم گرفتم
 
 در جستجوی تکیه گاهی بودم آن روز 
دامان پرمهر تو را، محکم گرفتم
 
در رونق این باغ اگر رنجی کشیدم
پاداش آن را از گل مریم گرفتم...
 
ناگاه، ارگ دلخوشی هایم فروریخت
نقشی، در این آیینه، همچون بم گرفتم
 
این حرف را باور نخواهی کرد هرچند
در ناگهانِ رفتنت ماتم گرفتم !
 
هرگز نفهمیدم دلیل رفتنت را
هربار از خود پاسخی مبهم گرفتم!
 
بگذار تا این قصه را مردم بدانند
من، عشق را، آن روز، دست کم گرفتم!
کلمات کلیدی این مطلب :  زمزم ، محرم ، بی چتر ، عالم ، آدم_تکیه گاه ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/7/25 در ساعت : 21:51:6   |  تعداد مشاهده این شعر :  244


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  عباس خوش عمل کاشانی     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
درود/ غزل هرچه به انتها نزدیک می شود دلرباتر و فاخرتر می شود....اگر «جوری» را «طوری» کنید به صواب نزدیکتر است.در شعر قدما که اصلا سابقه ی استفاده ندارد ّ در شعر معاصران هم اغلب در شعرنو و سپید یا طنزمنظوم می آید.باقی بقاتان.
خدابخش صفادل
1399/7/28 در ساعت : 10:14:25
درود جناب خوش عمل گرامی!
سپاس از توجه و خوانش این غزل، تنها دلیل برگزیدن واژه ی جوری به جای طوری، پارسی گرایی است. همین.
بازدید امروز : 13,656 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,860
logo-samandehi