ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کـــــوچ ...
گر جان برم از دست گرانی به سلامت
در خطّه ی تهران نکنم باز اقامت

جایی بروم کز در و دیوار بریزند
در دامن من نعمت الوان به کرامت

در شهر شما هرچه نمودیم پس انداز
با زحمت و با گشنگی و رنج و ملامت

صد دفعه به صد شیوه گرفتند عوارض
صد مرتبه هم صد گُله دادیم غرامت

ارث پدری نیز که در روز مبادا
گفتیم به کار آیدمان ، رفت تمامت

نیمیش هبا شد به ره دکتر و دارو
نیم دگرش خرج شد از بهر حجامت

از وضع بد تغذیه پوسید و کشیدند
دندان که بود گیره ی انگشت ندامت!

آلودگی آب و هوا موی سرم ریخت
آنگونه که خم شد ز ملالم قد و قامت

از گوشت به تن هرچه که بودم همه شدآب
هر چند که بر پوست شد افزوده ضخامت!

دردا که سجل نیست مرا برگ هویّت
از بس که نهادند بر آن مهر و علامت

جانا گر از این شهر دراندشت کنم کوچ
هرگز ننهم پای در آن تا به قیامت.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/5 در ساعت : 2:14:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  375


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1399/8/5 در ساعت : 3:37:33
درود استاد
نیمیش هبا شد به ره دکتر و دارو
نیم دگرش شد هدر از بهر حجامت
احسنت...
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
درود و عرض ارادت حضرت استاد ذکاوت عزیز.
از حسن نظر بلندتان ممنونم.....«شد هدر» بسیار بهتر از «خرج شد»است.سپاسگزارم.
رضا محمدصالحی
1399/8/5 در ساعت : 4:10:28
ارث پدری نیز که در روز مبادا
گفتیم به کار آیدمان ، رفت تمامت

درود استاد
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
درود و عرض ارادت ادبی مرد مفضال
از حسن توجه تان ممنونم.
بازدید امروز : 13,247 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,301,964