ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کـــــوچ ...
گر جان برم از دست گرانی به سلامت
در خطّه ی تهران نکنم باز اقامت

جایی بروم کز در و دیوار بریزند
در دامن من نعمت الوان به کرامت

در شهر شما هرچه نمودیم پس انداز
با زحمت و با گشنگی و رنج و ملامت

صد دفعه به صد شیوه گرفتند عوارض
صد مرتبه هم صد گُله دادیم غرامت

ارث پدری نیز که در روز مبادا
گفتیم به کار آیدمان ، رفت تمامت

نیمیش هبا شد به ره دکتر و دارو
نیم دگرش خرج شد از بهر حجامت

از وضع بد تغذیه پوسید و کشیدند
دندان که بود گیره ی انگشت ندامت!

آلودگی آب و هوا موی سرم ریخت
آنگونه که خم شد ز ملالم قد و قامت

از گوشت به تن هرچه که بودم همه شدآب
هر چند که بر پوست شد افزوده ضخامت!

دردا که سجل نیست مرا برگ هویّت
از بس که نهادند بر آن مهر و علامت

جانا گر از این شهر دراندشت کنم کوچ
هرگز ننهم پای در آن تا به قیامت.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1399/8/5 در ساعت : 12:44:41   |  تعداد مشاهده این شعر :  155


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1399/8/5 در ساعت : 14:7:33
درود استاد
نیمیش هبا شد به ره دکتر و دارو
نیم دگرش شد هدر از بهر حجامت
احسنت...
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
درود و عرض ارادت حضرت استاد ذکاوت عزیز.
از حسن نظر بلندتان ممنونم.....«شد هدر» بسیار بهتر از «خرج شد»است.سپاسگزارم.
رضا محمدصالحی
1399/8/5 در ساعت : 14:40:28
ارث پدری نیز که در روز مبادا
گفتیم به کار آیدمان ، رفت تمامت

درود استاد
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
درود و عرض ارادت ادبی مرد مفضال
از حسن توجه تان ممنونم.
بازدید امروز : 31,916 | بازدید دیروز : 32,298 | بازدید کل : 128,889,622
logo-samandehi