ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... استاد خوش عمل کاشانی را می ستایم به سبب تاریخ شیدایی اش و شوریدگی شعرهای او و به خاطر نگاه بلند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... خوش به حال کبوتران حرم / ما که جا مانده ایم ، جا مانده... شعری موثر و به یاد ماندنی از شاعری نام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... کربلا جز عشق و شیدایی نبود / هرچه دیدم غیر زیبایی نبود... سلام به شاعر ارجمند معاصر جناب سعیدی ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام جناب ارغوان عزیز - ابتدا از حسن توجه و دقت شما سپاسگزارم و اما بعد : - /عمری/ افاده تما   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آرزویی که نیست، یعنی تو
شهر نخل و ترنج ، یعنی تو ! حاصل دسترنج ،یعنی تو کل پس کوچه های مشهد ، من ، ابن سینای پنج یعنی تو که قدم میزنم همیشه تو را در سرم ماجرای غمگینی ست مثل یک کوه سنگی سرسخت روی دوشم جهان سنگینی است کاش با خاطرات برگردم مشهد عشق را قدم بزنم از حرم ، باغ نادری ، شهدا تا خود ناکجا قدم بزنم بی خیال زمین و زندگی اش بی خیال زمان که رد شده است بی خیال تمام ادمها این زمانه چقدر بد شده است شاهدم باش زندگی تلخست در جهانی سیاه منتظرم شاید از دورها بیایی تو دور میدان شاه منتظرم عصر پاییزی ام ، بهاری تو ! قبر فردوسی ام ، سنابادی ! شهرک بی صفای شیرینم کوچه های قشنگ فرهادی بیستون حقیقی ات بودم به ستون عدم زدم خود را هی شکستم که راه باز شود تو نبودی قدم زدم خود را از سناباد رد شدم بی تو توی هر آشیانه رازی بود تا ته چاله هاش قل خوردم زندگی مثل تیله بازی بود بی تو شهریور است ! مردودم! نمره ها هرچه بیست یعنی تو بگذر از هرچه هست ، یعنی من ارزویی که نیست ، یعنی تو بی بی سمانه رضایی ابان نودونه
کلمات کلیدی این مطلب :  مشهد ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1399/8/17 در ساعت : 2:24:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  115


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1399/8/17 در ساعت : 15:12:28
«آرزویی که نیست، یعنی تو»

شهر نخل و ترنج ، یعنی تو !
حاصل دسترنج، یعنی تو
کل پس کوچه های مشهد، من
ابن سینای پنج یعنی تو !

که قدم می زنم همیشه تو را
در سرم ماجرای غمگینی ست
مثل یک کوه سنگی سرسخت
روی دوشم جهان سنگینی است

کاش با خاطرات برگردم
مشهدِ عشق را قدم بزنم
از حرم، باغ نادری، شهدا
تا خود ناکجا قدم بزنم !

بی خیال زمین و زندگی اش
بی خیال زمان که رد شده است
بی خیال تمام آدم ها
این زمانه چقدر بد شده است!

شاهدم باش زندگی تلخ است
در جهانی سیاه منتظرم
شاید از دورها بیایی تو
دور میدان شاه منتظرم

عصر پاییزی ام، بهاری تو !
قبر فردوسی ام، سنابادی !
شهرک بی صفای شیرینم
کوچه های قشنگ فرهادی

بیستون حقیقی ات بودم
به ستون عدم زدم خود را
هی شکستم که راه باز شود
تو نبودی قدم زدم خود را

از سناباد رد شدم بی تو
توی هر آشیانه رازی بود
تا ته چاله هاش قِل خوردم
زندگی مثل تیله بازی بود

بی تو شهریور است! مردودم!
نمره ها هرچه بیست یعنی تو
بگذر از هرچه هست، یعنی من
آرزویی که نیست، یعنی تو

بی بی سمانه رضایی -آبان 1399
بازدید امروز : 37,402 | بازدید دیروز : 40,832 | بازدید کل : 125,540,446
logo-samandehi