ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
سلام برشاعر گرامی - جناب بحرانی بزرگوار - زیبا و دلنشین... - فقط یک سوال - آوردن همیشه وزن ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - بله درست است - فقط هجای دوم و هجای دهم اگر به صورت - /سَی/ سکون ی ثبت شود بهترخوا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام بر دوستان - تقطیع، همان تلفظی است که در هنگام خواندن شعر اتفاق می افتد : - حس/ سس/ سِ / تی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب حاج محمدی - بله حقیر بعد از ویرایش شعر مطلب را نوشتم که نمی باید می نوشتم - الب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید مهدی نژاد هاشمی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آرزویی که نیست، یعنی تو
شهر نخل و ترنج ، یعنی تو ! حاصل دسترنج ،یعنی تو کل پس کوچه های مشهد ، من ، ابن سینای پنج یعنی تو که قدم میزنم همیشه تو را در سرم ماجرای غمگینی ست مثل یک کوه سنگی سرسخت روی دوشم جهان سنگینی است کاش با خاطرات برگردم مشهد عشق را قدم بزنم از حرم ، باغ نادری ، شهدا تا خود ناکجا قدم بزنم بی خیال زمین و زندگی اش بی خیال زمان که رد شده است بی خیال تمام ادمها این زمانه چقدر بد شده است شاهدم باش زندگی تلخست در جهانی سیاه منتظرم شاید از دورها بیایی تو دور میدان شاه منتظرم عصر پاییزی ام ، بهاری تو ! قبر فردوسی ام ، سنابادی ! شهرک بی صفای شیرینم کوچه های قشنگ فرهادی بیستون حقیقی ات بودم به ستون عدم زدم خود را هی شکستم که راه باز شود تو نبودی قدم زدم خود را از سناباد رد شدم بی تو توی هر آشیانه رازی بود تا ته چاله هاش قل خوردم زندگی مثل تیله بازی بود بی تو شهریور است ! مردودم! نمره ها هرچه بیست یعنی تو بگذر از هرچه هست ، یعنی من ارزویی که نیست ، یعنی تو بی بی سمانه رضایی ابان نودونه
کلمات کلیدی این مطلب :  مشهد ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1399/8/17 در ساعت : 2:24:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  292


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1399/8/17 در ساعت : 15:12:28
«آرزویی که نیست، یعنی تو»

شهر نخل و ترنج ، یعنی تو !
حاصل دسترنج، یعنی تو
کل پس کوچه های مشهد، من
ابن سینای پنج یعنی تو !

که قدم می زنم همیشه تو را
در سرم ماجرای غمگینی ست
مثل یک کوه سنگی سرسخت
روی دوشم جهان سنگینی است

کاش با خاطرات برگردم
مشهدِ عشق را قدم بزنم
از حرم، باغ نادری، شهدا
تا خود ناکجا قدم بزنم !

بی خیال زمین و زندگی اش
بی خیال زمان که رد شده است
بی خیال تمام آدم ها
این زمانه چقدر بد شده است!

شاهدم باش زندگی تلخ است
در جهانی سیاه منتظرم
شاید از دورها بیایی تو
دور میدان شاه منتظرم

عصر پاییزی ام، بهاری تو !
قبر فردوسی ام، سنابادی !
شهرک بی صفای شیرینم
کوچه های قشنگ فرهادی

بیستون حقیقی ات بودم
به ستون عدم زدم خود را
هی شکستم که راه باز شود
تو نبودی قدم زدم خود را

از سناباد رد شدم بی تو
توی هر آشیانه رازی بود
تا ته چاله هاش قِل خوردم
زندگی مثل تیله بازی بود

بی تو شهریور است! مردودم!
نمره ها هرچه بیست یعنی تو
بگذر از هرچه هست، یعنی من
آرزویی که نیست، یعنی تو

بی بی سمانه رضایی -آبان 1399
بازدید امروز : 13,012 | بازدید دیروز : 21,331 | بازدید کل : 132,132,064
logo-samandehi