ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : لطیف عمران پور
... حیرت آور است این غزل، آنهم در این مجال اندک و با این همه کار که بر سر شاعر ریخته است من نشستم و    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام و درود جناب استاد - روز نکو - بزرگوارید و کوچک‌نواز - روح استاد اقتداری شاد - سایه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - وزن مصرع مورد اشاره ایرادی ندارد - مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن - و البته به نظ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
درود بر شاعر محترم - آمیخت، از روانی مصراع( آن هم در مطلع غزل)بسیار کاسته است، در ضمن وزن این مصرا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صمد ذیفر
سلام - و عرض تسلیت به سید عزیز - عالی سرودید - روح استاد اقتداری عزیز شاد و با اولیاء الله    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و درود - - به سیاهی رفتن اصطلاحی است که در محاورات هم بکار می رود یعنی دچار ضعف شدن ( کس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود استادگرانقدر .. منظور سرگیجه ی سپیداری ست که حاصل از سیاهی رفتن چشم (تقابل سپیدی و سیاهی) اوست    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلا م عرض ادب بسیار روان و زیباست بزرگوار - - اما پیام این مصرع را نگرفتم گنگ است عذر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
از جناب ترمک عزیز همیشه غزلهای شیوا و خواندنی خوانده ام ، شعر جناب ترمک دارای شخصیت خاص و به قول معر   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جنبش تکلّم
شاید گناهمان بود، بر لب کمی تبسّم
گاهی مرور دیروز،با اندکی تجسّم

سالوسیان کج فهم،تفسیر دین که کردند
ترویج غصه دادند،در خلق و خوی مردم

با حیله ی تضرع،کسبِ معاش کردند
دنیایشان چه دون است،در قامتِ تاًلم

از انتشار اندوه،پر خون شده نظرها
آخر سیاه گردد، این چشم از تراخُم

تبخیر می شود لطف، در روزگار ماتم
وقتی ترک نشسته،برسینه های هر خُم

کوتاه کرده انگار ،داسِ تحجر و مَکر
دستِ نیاز دل را،از خوشه های گندم

حکم قناعت این بار،تزویر غاصبان است
در باوری که خشکید،احیا شود تیمّم

تا ملّتی قنوت از گفتار ظلم دارد
هرگز نمی پذیرد،پایان تبِ تهاجم

تکرار بغض ها بست،راه عبور فریاد
در حال احتضارند،دلهای در تلاطم

تحمیل ایده دیگر اَبزار کهنه ای شد
این نسل خسته گشته از جنبش تکلّم

-----------------------------------------

قنوت : فرمانبرداری
جنبش تکلم : نهضتِ حرفها


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/2 در ساعت : 9:38:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  302


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,411 | بازدید دیروز : 34,815 | بازدید کل : 125,754,839
logo-samandehi