ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رنگ تمنّا
دیروزم آن چنان غمِ فردا گرفته بود
کز من امید و قوّت دل را گرفته بود

ابری شد آسمان و تو گویی ز رنج من
اندوه و غم سراسر دنیا گرفته بود

بیم فنای عقل به  بحر دلم فتاد
زآن موج سهمناک که دریا گرفته بود

درمُلک جان که خیل قرارش بهشته بود
جز غم نبود آنچه که مأوا گرفته بود

اندیشه و امید تهی کرده بود جای
تدبیر کارها همه رؤیا گرفته بود

از رنگ غم سپهردلم چون گه ِغروب
نقشی به دلنوازی دیبا گرفته بود

شورم چنان چو روح به پیکر دمیده بود
کاین جسم وجان مرا همه سودا گرفته بود

تن بسته گوش ودیده رها ازندای فکر
از سر به پای رنگ تمنّا گرفته بود

دی رفت و مهر آمد و روزی دگر رسید
من بودم آن که راه به بیجا گرفته بود؟

برخیز ای «غمین» ره فردای خویش گیر
رفت آن دلی که ماتم فردا گرفته بود
کلمات کلیدی این مطلب :  امید، مُلک جان، سپهرِدل، دیبا ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/7 در ساعت : 12:51:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  73


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,061 | بازدید دیروز : 27,348 | بازدید کل : 127,444,279
logo-samandehi