ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز جان و فرزند گلم جناب میر ویس هروی - صاحب المعجم فی معاییر اشعار العجم درخصوصیت《 های غیر اصلی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
سلام و عرض ادب خدمت شما خانم معصومه حیدر پور گرانقدر - با اجازه لازم دیدم نکاتی را مختصر در مورد    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کـــــج انــــــــدیـــش ...
🐎                                          🐎
از مسیر حق هر کاو در زمانه دور افتاد
غافل از حقیقت شد فاقد شعور افتاد

چون که مستقر دولت شد به پاستور دیدم
هم چلاق شد«تدبیر» هم«امید» کور افتاد!

تا که سیّد خندان گشت یک تدارکچی
در روند اصلاحات وقفه و فتور افتاد

نوبت حسن چون شد بود جاده ناهموار
کاروان ز ره وا ماند بار از ستور افتاد

«اعتدال» بر هم زد معده و مزاجم را
خاله بود نابینا آش کشک شور افتاد

زین مصیبت عظما پشت کوهها شد خم
لرزه بر زمین آمد رخنه در قبور افتاد

دوستی که بامن بودهمجواروهمصحبت
زین جهت زیانها دید سخت ناصبور افتاد

با فشار تضییقات سکته کرد و مرد آخر
ساعت نُه دیشب دست مرده شور افتاد

من یکی از این ملت می کشم چرا ذلت
از چه رو سر و کارم با ذوات زور افتاد؟

قبل از انتخابات آن قولها که حاجی داد
ازچه روعملکردش تابه نفخ صور افتاد؟

وعده ها که می فرمود جمله بردازخاطر
چون خرش گذشت ازپل ماهیش به تورافتاد

دیشبم به خواب اندر گفت پیر روشنگر
در محیط کفر آور گر تو را عبور افتاد

مسجدضراراربودسقف و پایه اش برکن
ازضرر چه می ترسی کار اگر ضرور افتاد!؟

کج منه قدم یارا هر نفس بپا پا را
«شاطر»ازکج اندیشیش راست درتنورافتاد.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1399/9/8 در ساعت : 7:49:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  306


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 16,943 | بازدید دیروز : 18,434 | بازدید کل : 138,112,650