ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مروری کوتاه
✓ مروری کوتاه: [برای ایام نحس کرونا] انجام دادیم،،، تمام بازی‌هایی را که بلد بودیم، عکس‌های خانوادگی زیر و رو شد، خاطرات دور و نزدیک ورق خورد، در قرنطینه ی چندماهه! برگشتیم به پاره ی گم شده مان . کتاب خواندیم حرف زدیم، شنیدیم، خندیدیم و، --گریستیم! بعضی اوقات به روی خود نیاوردیم بازی کردیم --ورزش کردیم. --لایو رفتیم --آواز خواندیم --شعر گفتیم وموزه‌ی لوررا دیدیم! ها؛ جاهای گوناگون را با گوشی‌مان چرخیدیم. شب‌ بیدار بودیم وُ تا لنگ ظهر خوابیدیم. دست شستیم، دستکش پوشیدیم، ماسک زدیم، شستیم و شستیم و پاک کردیم با وسواس و دقت! از سرفه ترسیدیم از سرما، از تب، ترسیدیم! هر روز می شنیدیم، خبر های بد را، آمار دروغ را،،، عکس‌های دردناک را... خسته شدیم روحمان آزُرد، درمانده ترازهمیشه دلتنگِ خوشی‌های دیروزشدیم! کودکان گل فروش ، دستفروش ته خیابان، سمبوسه و فلافل دوره گرد! تازه پی بردیم، بدون آدم‌ها، چه تاریک است، چه غریب است اصلن چه مزخرف ست دنیای بزک کرده! حالا،،، می‌خواهم فریاد بزنم: معجزه ی یک «زندگی عادی»کو؟ #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/10/7 در ساعت : 1:10:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  27


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,693 | بازدید دیروز : 35,779 | بازدید کل : 127,174,063
logo-samandehi