ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود جناب محمد صالحی عزیز - استاد سخن نیز چنین شگردی را بکار بردند - پسران وزیر ناقص عقل لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
درود بر شما - چون /ه/ در گواه ملفوظ است گواه با خدا و عزا قافیه نمیشه ِِ - ضمن آنکه پیغمبر هم جز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - - نیست مخصوص به خورشید, به خون غلتیدن - عشق بسیار ازین طایر بسمل دارد...   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در رباعی اول واژه ی « بقیع» هیچ نقشی در جمله ها ندارد، ببینیم : - زهرا غزل ناب الهی ست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : جابر ترمک
درود بانو بهرامچی گرامی - - هر دو پیام شما را خواندم . به نظرم هر دو یک نظر ساده و غیر فنی است   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - چرا در مورد بیت مطلع که مصرع هایش کاملا بی ربط هستند چیزی نکفتید ؟و حتی بیت س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام به شاعر محترم و منتقدان عزیز - بنده هنوز نمی دانم صفت زیبایی, زمانی که در مورد یک اثر هنری به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
تا اساس دل به روی آجری بی فایده ست - عشق یک عمراست با ما دم خوری بی فایده ست - سلام آقای نرمک گ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - مصرع آخر را اگر می گفتید: - {{تازه می فهمم که دل هم عنصری بی فایده است}} - از حشو مورد   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرده دار خانه ی دلدار در
خوش نشسته ،برتن دیوار در_ پرده دار ،خانه ی دلدار در_ فخر عالم را ،فروشد روز و شب_ به زمین و اسمان، هر بار در_ یادگاری بود ،از یک نخل پیر_ زینتش ،گل میخ با مسمار در_ خانه نه ،یک شیشه از عطر خداست_ دارد از ان عطر و بو، اثار در_ پای تا سر، رد یاس و سوسن است_ پر شده از رمز و راز یار، در _ بسکه مست ،عطر و بوی خانه است_ می دهد اصلا شفا ، بیمار در_ *** ناگهان ،کوچه پر از فریاد شد _ بغضهای کهنه شان، ازاد شد_ همهمه ،پیش امد و گرد وغبار _ کوچه را پیچیده در یک، پرده تار_ کوبه از جا ،کنده شد، با سنگ زد _ نعره و فریاد میزد، چنگ زد_ چشمهایش ،وحشی و خونریز وپست_ لب به لب از تلخ کامی و شکست_ در- میان ان هیاهو قد کشید _ بین ان خانه و دشمن سد کشید _ پاشنه ،در خاک کویش سفت کرد_ لب گزیده، قفل خود را چفت کرد_ دسته دسته خار پشت در نشست_ شعله رقصان شد، سکوت در شکست_ دود، از دیوار و از در رد شده_ دود پیش چشمهاشان، سد شده_ در- نبود از چوب و غیرت داشت - در_ در میان شعله همت داشت - در_ ناگهان با یک تکان، از هم گسست_ اهی امد، راه را بر شعله بست_ قبضه ی شمشیر و قنفذ در شنید_ رد خون تازه بر ، مسمار دید _ نصفه نیمه ،مانده بر دیوار در_ رو سیاه از ، حال و روز یار، در.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1399/10/8 در ساعت : 1:16:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  69


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 4,252 | بازدید دیروز : 28,095 | بازدید کل : 127,531,390
logo-samandehi