ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرده دار خانه ی دلدار در
خوش نشسته ،برتن دیوار در_ پرده دار ،خانه ی دلدار در_ فخر عالم را ،فروشد روز و شب_ به زمین و اسمان، هر بار در_ یادگاری بود ،از یک نخل پیر_ زینتش ،گل میخ با مسمار در_ خانه نه ،یک شیشه از عطر خداست_ دارد از ان عطر و بو، اثار در_ پای تا سر، رد یاس و سوسن است_ پر شده از رمز و راز یار، در _ بسکه مست ،عطر و بوی خانه است_ می دهد اصلا شفا ، بیمار در_ *** ناگهان ،کوچه پر از فریاد شد _ بغضهای کهنه شان، ازاد شد_ همهمه ،پیش امد و گرد وغبار _ کوچه را پیچیده در یک، پرده تار_ کوبه از جا ،کنده شد، با سنگ زد _ نعره و فریاد میزد، چنگ زد_ چشمهایش ،وحشی و خونریز وپست_ لب به لب از تلخ کامی و شکست_ در- میان ان هیاهو قد کشید _ بین ان خانه و دشمن سد کشید _ پاشنه ،در خاک کویش سفت کرد_ لب گزیده، قفل خود را چفت کرد_ دسته دسته خار پشت در نشست_ شعله رقصان شد، سکوت در شکست_ دود، از دیوار و از در رد شده_ دود پیش چشمهاشان، سد شده_ در- نبود از چوب و غیرت داشت - در_ در میان شعله همت داشت - در_ ناگهان با یک تکان، از هم گسست_ اهی امد، راه را بر شعله بست_ قبضه ی شمشیر و قنفذ در شنید_ رد خون تازه بر ، مسمار دید _ نصفه نیمه ،مانده بر دیوار در_ رو سیاه از ، حال و روز یار، در.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1399/10/7 در ساعت : 13:46:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  318


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,940 | بازدید دیروز : 20,509 | بازدید کل : 142,549,267
logo-samandehi