ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرواز پرستو...

پرواز پرستو...

باز خلوتگه من بوی گل یاس گرفت
دل پریشان و دگر بغض ز احساس گرفت

باز غمخانه شد این چهار ستون خاکی
دیده بارانی و اینک غم دَستاس گرفت

باز یاد حسن و کوچه‌ی تنگ و وحشی
ای خدا، عرش تو هم زمزمه‌ی خاص گرفت

یاد آن درب غریب و لگد و میخ، چرا؟
بین گلخانه چنین شعله بر اخلاص گرفت

در پی حقِّ نبی، دست بر بند ولی
ناگهان دست ز بند آن نَرِ نَسناس گرفت

یاد آن گریه‌ی مَستور و رخ  زارِ علی
غسل بر زیر لباس و پی آن راز گرفت

آنقدر غم به وجود شَهِ کَرّار نشست
چونکه یکباره پرستو پَرِ پرواز گرفت

عاقبت نیمه‌ی شب شد، همگی پژمردند
غربتی در دل اولاد علی ساز گرفت

با یَمی از غم و اندوه به دنبال بدن
سوی گلخانه شبانه دَم و دَمساز گرفت

من به ذکر حرم مخفی تو مادر جان
هر زمان این دل طوفان زده‌ام راز گرفت

فاطمیون همه دلتنگ حریمت هستند
ای خدا چشمه‌ی دل هم ز غمش باز گرفت

محمدمهدی ناصری (مطهران)



   تاریخ ارسال  :   1399/10/30 در ساعت : 3:14:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  73


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,907 | بازدید دیروز : 29,599 | بازدید کل : 128,802,288
logo-samandehi