ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



می بوسمت
می بوسمت
 
می بوسمت به گونه ای که زمین جابجا شود
جوری که حقِّ شرابِ لبانت اَدا شود
 
فریادِ خُفته در سکوتِ جهان، صدا شود
تا عاقبت عشق به خودش مُبتلا شود
 
به قصاصِ قتلِ هزاران حسِّ عاشقی
عقلِ جفا پیشه به پایِ عشق ، فنا شود
 
می بوسمت که لاله بِروید به گونه ات
بر دوریِ عاشقان، وصال، مُقتَدا شود
 
ریزش کُنَد کوهِ نبایدهای پوچِ عقل
دردِ جهان به اِعجازِعشق ، دوا شود
 
درعوضِ تمام فدایت شوم های تو خالی
جانم به لب آید و به شوقِ لبانت فدا شود
 
می بوسمت که بِبارد از آسمان ، صفا
تا این زمین مُرده خوار هم، با صفا شود
 
با عقل و دانش بشر که تباه شد
شاید به عشقِ آسمان لایقِ شفا شود
 
شاید بفهمد علّتِ سَر سبز بودنَش
اشک غریبی ست که هدیه از سَما شود
 
می بوسمت که با کیمیای لبان تو
خاکسترِ اندیشه در نظر ، طلا شود
 
تا خاکِ پایِ عاشقانِ در حسرت
بر دیده عاقلانِ جهان ، توتیا شود
 
این خونِ لَختِه بجوشد تا که دل
علیهِ اندیشه واردِ کودتا شود
 
می بوسمت :
 
می بوسمت با افتخار و در میانِ جمع
کفر است این تصویرِ زیبا اِختِفا شود
 
لب بر لَبَت جوری بدوزم که بعد از این
در دِهخدا،عیان جایگزینِ خفا شود
 
در هر کجای نقشه جغرافی جهان
تندیسِ بوسهٔ گره گشا به پا شود
 
می بوسمت جوری که مجنون دو تا شود
شیطان به سجده درآید و ذکرش خدا شود
 
سروده :
 
علی احمدی (بابک حادثه)
کلمات کلیدی این مطلب :  علی احمدی ، بابک حادثه ، دل نوشته های غریب ، می بوسمت ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/19 در ساعت : 10:17:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  69


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 603 | بازدید دیروز : 35,110 | بازدید کل : 128,698,982
logo-samandehi