ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«وقتی نباشی»
«وقتی نباشی»
 
باور نمی کردم از این جا رفته باشی
این برکه، خالی مانده از هر ارتعاشی
 
باور نمی کردم که دراین شهر، یک روز
این گونه، احساس مرا، از هم بپاشی
 
انگار می خواهی که من ازپا بیفتم
این روزها، ویرانی ام را در تلاشی !!
 
با خود تصور هم نمی کردم که یک روز
غم های عالم را به روی من بپاشی
 
 شاید نمی دانی که روحم را، پیاپی
با این همه بی اعتنایی می خراشی
 
می بینمت که دسته ی  شلاق خود را
از رنج های هرشبِ من می تراشی
 
بغضی گلویم را به سختی می فشارد
دیگر، چه جای صحبتی... وقتی نباشی !
                    ***
می بینمت در روشنای خواب هایم
داری نجاتم می دهی از این حواشی
 
همچون گذشته، آمدی دادی به دستم
یک استکان چایی کنار حوض کاشی
 
با شرم، می گویم که در این نامرادی...
تقصیر من بود، این منِ در عشق ناشی!
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ارتعاشی ، بپاشی ، شلاق ، تلاشی ، حوض ، کاشی ، چایی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/20 در ساعت : 19:10:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  210


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی نظری سرمازه
1399/11/20 در ساعت : 19:26:46
درودشاعرگرامی
با این غزل زیبا
به دل ها صفا دادی
رضا محمدصالحی
1399/11/21 در ساعت : 8:46:21
تقصیر من بود، این منِ در عشق ناشی!
درود استاد
بازدید امروز : 17,827 | بازدید دیروز : 32,346 | بازدید کل : 135,177,939
logo-samandehi