ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



تضمین/ توسعه

 


الا یا ایهاالساقی

به گلبانگ هوالباقی

بیا در بزم غافل ها

ادر کاساً و ناولها

 

که عشق آسان نمود اول

کماکان شرح این مجمل

ز نو داغی ست بر دل ها

ولی افتاد مشکل ها

 

به بوی نافه ای کاخر

چه در یاد آیدش شاعر؟

که سر بر آسمان ساید

صبا زان طره بگشاید

 

ز تاب جعد مشکینش

به لطف شوکران کینش

به کار آمد هلاهل ها

چه خون افتاد در دل ها

 

مرا در منزل جانان

به غیر ازجور بی پایان

دریغ از جرعه ای مرهم

چه امن عیش چون هردم

 

جرس فریاد می دارد

پشیمانی به بار آرد..

تعلل نزد عاقل ها

که بربندید محمل ها

 

به می سجاده رنگین کن

به مهر خاک تمکین کن

که گل از سنگ می روید..

اگر پیر مغان گوید

 

که سالک بی خبر نبود

در آن خیری که شر نبود

چه باک از نقل محفل ها

ز راه و رسم منزل ها

 

شب تاریک و بیم موج

نه پیدا ماهکی در اوج

چه جز گمگشتگی حاصل؟

به گردابی چنین حائل

 

کجا دانند حال ما

به جز دریا و مافیها

به غیر از پای در گل ها

سبکباران ساحل ها

 

همه کارم ز خودکامی

که عارض شد به آرامی

ز کبری اعتیاد آور

به بدنامی کشید آخر

 

نهان کی ماند آن رازی

اگر آن ترک شیرازی

به دست آرد دل ما را

کزو سازند محفل ها



کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/25 در ساعت : 0:1:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  95


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,266 | بازدید دیروز : 29,599 | بازدید کل : 128,802,647
logo-samandehi