ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شب دلدادگی از کتاب ققنوس احساس
در شبِ دلدادگی‌های مدام
باز هم، شورِ شرابی شد، به جام

 
با نوای تار و پودِ پیکرم
می‌سراید، شورشش را، باورم

 
می‌سراید، لحظه‌هایی را که باز
گفتمان شد، بینمان، راز و، نیاز

 
خلوتِ ما، پُر شد از، شمع و، شرار
لذّتِ ما، شعله‌ور شد، بی‌شمار

 
التهابی، پرتواَفشان شد، به جان
حسّ نابی، باز، مهمان شد، به جان

 
منتهای جوششِ رویایمان
پُر شد از، سرشاریِ مِهری، نهان

 
سینه‌ی پُرشورِ قلبِ آس‌ِمان
اوج‌ها زد، تا کرانِ آسِمان

 
***
بوسه‌هایت، بر دلم حک شد به مِهر
بوسه‌هایم، بر تو بی‌شک شد به مِهر

 
وقتی احساست، فرو می‌شد به دل
موجِ مِهری، زیر و رو می‌شد به دل

 
چون گره، می‌خورد دل، با سینه‌اَت
با دلِ بی‌کینه‌ی آیینه‌اَت

 
مِهرورزی‌، می‌نمودی بی‌امان
می‌شد احوالِ نهانم، پُرتوان

 
دست‌هایت، با صفایی بی‌کران
می‌نشاند احساسِ شادی را به جان

 
با نوازش‌های سرشار از، صفا
می‌نمود امواجِ جان را پُرجلا

 
چشم بر، اندامِ قلبم می‌گشود
بر دلم، راهِ وفا را می‌نمود

 
دل تناقض داشت با، این حالِ ناب
بسترِ آرامشش، خالی، زِ خواب

 
در شبِ شورِ عطش، کم خفته‌ام
هرچه گویم، از تبش، کم گفته‌ام

 
حیف بود آخر، شبِ عشق و، جنون
خفتنی، چون لاله‌های واژِگون

 
من نوازش‌های دستانِ تو با
سرخیِ گل‌بوسه‌های مِهر را

 
دوست دارم، با نهانِ شورِ جان
همچنان، با شورشِ جانم، بمان

 
زهرا حکیمی بافقی، کتاب ققنوس احساس، اصفهان: نشر کاشف.




 

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1399/11/26 در ساعت : 1:23:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  189


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,949 | بازدید دیروز : 29,599 | بازدید کل : 128,803,330
logo-samandehi