ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام . از سرکار خانم بهرامچی شعرهایی به مراتب بهتر از این خوانده ام و فکر می کنم این غزل را بدون تام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - بحث صامت اضافی "چراغانی است" نیست ؛ چرا که وزن دوری به شاعر چنین امکانی را می دهد که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - دیدگاه مسئول ستون نقد: - گلدانهای خالی از گل ....استخرهای خالی از آب....چشمهای خالی از اش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
با سلام و عرض ادب. - ویراستاری می گفت به سه چیز علاقهٔ بیشتری دارد,اول خوردن, دوم خانواده و سوم وی   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بچرخان دور این مجلس به آرامی رطب ها را
چه بیدار است و بی خواب است و بی تاب است شب ها را کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را الا یا ایها الساقی کجا خم خانه های شهر جدا از عشق می سازند بد مستی تب ها را دلم لرزید و واجب شد نماز آیت چشمت رها کردم تو را دیدم تمام مستحب ها را به من گفتند کافر ، دین و ایمان باخته ، بد بخت! به عشقت جمع کردم گرد خود من این لقب ها را به درد خویشتن باید بسوزنم از درون ، رسم است نمی پرسند از عشاق جان داده ، سبب ها را شب هفت مرا با روشنائی ات منور کن بچرخان دور این مجلس به آرامی رطب ها را #سید_مهدی_نژاد_هاشمی
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1399/12/4 در ساعت : 1:49:33   |  تعداد مشاهده این شعر :  52


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1399/12/5 در ساعت : 11:44:55
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام و روز پدر خدمت همه ی شما عزیزان دل....

کمتر شعری از سیدمهدی دیده ام که همچون این شعر ، سراپا ناخوشایند و دارای ضعف تألیف باشد!
در مصراع اول بیت مطلع ، وقتی از بیدار بودن می گوید دیگر بی خواب بودن حشو و زاید است. می شد بگوید:

چه بی خواب است و بی تاب است در میخانه شبها را....

در بیت دوم مصراع دوم ، هم نامفهوم است و هم از سلاست کافی برخوردار نیست.بدمستی تبها یعنی چه با آن مستی ای که ناگزیر باید مشددش خواند؟
در بیت سوم سررشته ی کلاف کلا از دست شاعر رها شده است که پنداشته به جای «نمازآیات» ــ که گزاردنش هنگام ترسیدن که در اینجا لرزیدن دل هم از آن نشأت گرفته است ــ می شود از «نماز آیت» استفاده کرد.در این بیت مصراع دوم را ــ که جلب توجهی هم نمی کند ــ می توانست چنین بیاورد:

تورا دیدم رها کردم تمام مستحبها را....

بیت بعد به نظرم هم نامناسبترین و هم چغر ترین بیت در این سروده است.مصراع اول که کلا شعاری از سر خشم و غضب است ؛ مصراع دوم هم علاوه بر «این ِ» حشو ، جمع کردن لقبها به گرد خود هم از آن حرفهاست.لقبها را می شود به خود نسبت داد ؛ اما در قالب اشیاء نیستند که بتوان مثل مثلآ کاسه ـ بشقاب دور خود چید!
دو بیت پایانی هم دست کمی از ابیات قبل ندارد.در مصراعی که از سوختن خویشتن می گوید ــ که یک اشتباه تایپی هم دارد ــ می توانست شاعرانه تر از «سوختن و ساختن» بگوید.
در بیت مقطع شاعر خواسته از مجلس ترحیم ــ شب هفت ــ تصویرسازی فرماید ؛ اما با همه تلاشی که کرده است نتوانسته تصویری به دست دهد که در قاب اذهان جای گیرد.....

برای سیدمهدی ــ که شعر خوب و فاخر کم ندارد ــ و خواننده ی شعرهایش هم در این سایت بوده ام و هم در کانالها و گروههای مختلف تلگرامی ــ ایضآ در فیسبوک که دو سال قبل چندین و چند اثر پی در پی در آن گذاشت و من هم تمجید و تعریفی کردم ــ آرزوی توفیق روز افزون دارم و توصیه می کنم که بیش از پیش وسواس به خرج دهد....
ناگفته نماند که هر وقت نام و آثار سیدمهدی را از نظر می گذرانم محال است که به یاد سیدهادی برادر شاعرش نباشم که نمی دانم چرا یکدفعه از تخم رفت!
بازدید امروز : 8,173 | بازدید دیروز : 30,393 | بازدید کل : 128,595,193
logo-samandehi