ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مبعث نور
زمین و آسمان مکه آن شب نور باران شد
ز رحمت سینه عشاق پیغمبر چراغان شد
نویدی آمد از سوی خدا بر دامن  یک کوه
به آن فرمان داداری همان کوه هم چراغان شد
همین امشب ملائک بالهای خویش بگشودند
که احمد آخرین مرسل به گردان رسولان شد
صدای هلهله بر آسمان مکه می پیچید
زمین مکه هم مهبط برای وحی و قرآن شد
همین شب طالع امید بر دوش زمین بنشست
بنای ظلم و استبداد شکست و خرد و ویران شد
ندا آمد که ای احمد بخوان با نام یزدانت
بلی این اولین  آیه ز اعجاز و ز قرآن شد
ندا  آمد ز عرش کبریایی کای محمد  قل
از این آوای ربانی تنش  از ضعف لرزان شد 
ندا آمد که اقراء یا محمد  در دل آن کوه
به آوایی که چشمان محمد اشکباران شد
جوابی داد به هاتف  من نمیدانم نمیدانم
ندا بر گوش جان بشنید و زان مسحور جانان شد
محمد خواند این آیات قرآن را به نام داور یکتا
از آن دم  نام او در جرگه نام رسولان شد
 
رسالت بر محمد شد مبارک از سوی دادار
زمین آلوده عطر رسول مهر تابان شد
همین شب پیکر بت های کعبه صد ترک برداشت
هزاران بت پرست  گریان به سنگ و چوب  بی جان شد
همین شب بود شکاف کاخ کسری ها هویدا شد
و در ایران یکی دریاچه ای قعرش نمایان شد
همین شب اشک های دخترک برگونه می غلتید
حیات دختران تضمین ز سوی  رب رحمان شد
بساط جهل را برچید محمد با پیام خویش
خرد ورزی به جای جهل برای نسل نالان شد
ستمکاری و جباری به آخر شد ز این اعجاز
دقیقا نوبت نابودی فرعون و هامان شد
هبل بشکست و عزی هم بغلتید و فرود آمد
و کعبه خانه امن خدا پالوده از بت های بی جان شد
هزاران سجده  می آریم به درگاه خدای خویش
که احمد بانی اسلام  کتابش نام قرآن شد
هلا جهرودیا  بس کن که وصفش  نی توانی  گفت 
که دین احمد مرسل ز مکه سوی  ایران شد
ز الطاف خداوندی مسخر کرد دل ها را
هر آنکو که مرامش دید بی پروا مسلمان شد  
                                                                          حسین زینلی جهرودی اسفند 1399
کلمات کلیدی این مطلب :  به مناسبت بعثت پیامبر اکرم ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1399/12/22 در ساعت : 21:6:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  90


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,676 | بازدید دیروز : 22,849 | بازدید کل : 130,301,890
logo-samandehi