ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه
هنوز این پنجره بازه ، بغل وا کرده رو کوچه
سراسر ریسه بسته شب غزل پاشیده تو  کوچه

تو که رفتی سحر گم شد ته جیبای دشتامون
کویر لوت شد دریا ، شده زاینده رود داغون

مث کابوس می مونه نبودن ، عین بوف کور
تو اما جای پریای کتاب شاملو مشهور

می دونم بی منم خوبی دلت قرصه ، تنت گرمه
ولی لعنت به تنهایی چقد نامرد و بی رحمه

حالا که پرده ها گیرن تو مشت ماه دیوونه
 یکی از کوزه ها پای دریچه شعر می خونه

سراسر گریه هاش بغضه به پای حوض  مهتابی
شده همزاد کاشی ها به نقش خاکی و  آبی

شنیدم قصه هات نابه، تموم شهر پیچیده
گمونم شهرزادی تو ، همون مهری که باریده

یه مش شبنم تو دستاته که له له می زنن گاهی
بگیرن دامن خاکو بپاشن رو چمن گاهی

 نگاه مهربانانه هنوز تو عمق چشماته
همینم کرده داغونم همیناس که معماته

می دونم فصل ما زرده ولی پاییز نامرده
 اگه مهلت بدی شاید که آب رفته برگرده
کلمات کلیدی این مطلب :  زاینده رود لعنت به تنهایی ،


   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 0:40:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  258


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,881 | بازدید دیروز : 20,758 | بازدید کل : 143,815,741
logo-samandehi