ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
عزیز بزرگوار جناب رضاپور گرامی! تعریف جدیدی از ترنج صورت نپذیرفته است. این که بگوئیم ترنج قالبی است    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
سلام و درود بر حضرت دوست جناب رضا پور عزیز - @@@@@@@ - می دانم که تلاش دارید جناب حیدری فخر را ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : م. رضاپور
بسم الله الرحمن الرحیم - سلام و درود به همه ی عزیزان بویژه حضرت دوست، - جناب استاد حاجی محمدی ع   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد عزیز - پیشنهادتون خوب بود - اینطور اصلاح میکنم - جز این همه کار و بار میخواهم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر شاعر محترم - در رباعی دوم - مصراع یک خودر و و یک خانه و ویلای شمال - رها شده است لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
چه بیدارست و بی خوابست و بی تابست شب ها را - کسی که تر کند با جام لبهای تو ، لب ها را - الا یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای صالحی گرامی - پاسخ من گویای همه چیز است به جز آزرده شدن و من نیز پاسخم دقیقا همانست که ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سرکار خانم بهرامچی ارجمند - ابتدا از اینکه درگیر بیماری هستید بسیار ناراحت شدم و برایتان صمیمانه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با سلام و عرض تبریک و تهنیت پیشاپیش به مناسبت سیزدهم ماه رجب المرجّب سالروز ولادت فرخنده ی امیرالمؤم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - - از اینکه نتوانستم نقد شما را بخوانم باز هم عذرخواهی میکنم . در شرایط سلامتی خوبی نیست   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه
هنوز این پنجره بازه ، بغل وا کرده رو کوچه
سراسر ریسه بسته شب غزل پاشیده تو  کوچه

تو که رفتی سحر گم شد ته جیبای دشتامون
کویر لوت شد دریا ، شده زاینده رود داغون

مث کابوس می مونه نبودن ، عین بوف کور
تو اما جای پریای کتاب شاملو مشهور

می دونم بی منم خوبی دلت قرصه ، تنت گرمه
ولی لعنت به تنهایی چقد نامرد و بی رحمه

حالا که پرده ها گیرن تو مشت ماه دیوونه
 یکی از کوزه ها پای دریچه شعر می خونه

سراسر گریه هاش بغضه به پای حوض  مهتابی
شده همزاد کاشی ها به نقش خاکی و  آبی

شنیدم قصه هات نابه، تموم شهر پیچیده
گمونم شهرزادی تو ، همون مهری که باریده

یه مش شبنم تو دستاته که له له می زنن گاهی
بگیرن دامن خاکو بپاشن رو چمن گاهی

 نگاه مهربانانه هنوز تو عمق چشماته
همینم کرده داغونم همیناس که معماته

می دونم فصل ما زرده ولی پاییز نامرده
 اگه مهلت بدی شاید که آب رفته برگرده
کلمات کلیدی این مطلب :  زاینده رود لعنت به تنهایی ،


   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 12:10:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  35


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,630 | بازدید دیروز : 22,849 | بازدید کل : 130,301,844
logo-samandehi