ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترانه
هنوز این پنجره بازه ، بغل وا کرده رو کوچه
سراسر ریسه بسته شب غزل پاشیده تو  کوچه

تو که رفتی سحر گم شد ته جیبای دشتامون
کویر لوت شد دریا ، شده زاینده رود داغون

مث کابوس می مونه نبودن ، عین بوف کور
تو اما جای پریای کتاب شاملو مشهور

می دونم بی منم خوبی دلت قرصه ، تنت گرمه
ولی لعنت به تنهایی چقد نامرد و بی رحمه

حالا که پرده ها گیرن تو مشت ماه دیوونه
 یکی از کوزه ها پای دریچه شعر می خونه

سراسر گریه هاش بغضه به پای حوض  مهتابی
شده همزاد کاشی ها به نقش خاکی و  آبی

شنیدم قصه هات نابه، تموم شهر پیچیده
گمونم شهرزادی تو ، همون مهری که باریده

یه مش شبنم تو دستاته که له له می زنن گاهی
بگیرن دامن خاکو بپاشن رو چمن گاهی

 نگاه مهربانانه هنوز تو عمق چشماته
همینم کرده داغونم همیناس که معماته

می دونم فصل ما زرده ولی پاییز نامرده
 اگه مهلت بدی شاید که آب رفته برگرده
کلمات کلیدی این مطلب :  زاینده رود لعنت به تنهایی ،


   تاریخ ارسال  :   1400/1/9 در ساعت : 0:40:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  165


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,716 | بازدید دیروز : 20,541 | بازدید کل : 138,260,347