ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی نظری سرمازه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی - قسمت اول سروده ی شما هیچ ارتباطی با بخش میانی و پایانی از نظر معنا و صوَر    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - - استاد اقتداری بزرگوار سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : زهرا محمودی
با سلام و آرزوی سلامتی! - سپاس از وقتی که برای نقد این اثر قدیمی گذاشتید و عذر تقصیر در پاسخگویی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود جناب صالحی عزیز - در این مصرع: - {{به من ِ جان به لب از جام بلا آشامید}} - فعل [[آشامید   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اخبار ویروسی
گلشن از سوزی مداوم پیکرش لرزیده است
برف ناهنگامِ سردی ، دامنش باریده است

شب فراگیر است و گوی آتشین پُشتِ کوتل
خاک را بر گونه های سرخ خود مالیده است

نشنود دیگر صنوبر نغمه های دلنشین
چون پرستو از فراز شاخه ها کوچیده است

پُر شد از خاشاک و خس وقتی که رودِ در خروش
زیر بارِ این تجاوز ، بسترش خشکیده است

بسته مانده همچنان گلبرگها در فصل سبز
غنچه از بودن کنارِ خارها ترسیده است

می بُرد داسی به هر دم ساقه های تازه را
تا مترسک بر نفیر مزرعه خندیده است

سر نزد چون ابر باران زا به این دشت و دمن
عارضِ آلاله اینک ، واژگون گردیده است

سرپناه گلّه با طوفانِ شن ویران شده
برّه را در خوابِ چوپان، روبهی بلعیده است

کوه با تهدید دیو قصّه ها تسخیر شد
اَژدهایی چشمه را تا انتها نوشیده است

جو شده در سلطه ی انبوهی از ویروسها
بر گلوی روزگاران ریسمان پیچیده است

از زمانی رانده شد از دار مینو آدمی
غم به همراه سپاهش بر جهان شوریده است

قحطی و درماندگی گشته نصیبِ این زمین
گاو مریخی ولی گوساله ای زائیده است

می رود ارّابه ی دنیا به سمتی نادرست
چرخ گردون بر مدارِ باطلی چرخیده است

میزند سنگِ جفا را ، بی مروّت پای لنگ
روی زخمِ بی نوا ،عمری نمک پاشیده است

لحظه ها در یک روال نامبارک می گذشت
ساعت گیتی هم از تکرارها رنجیده است

اختیارِ زندگی چون چنگ شیطان داده ایم
گوشمان اخبار خوش در این زمان نشنیده است

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/16 در ساعت : 20:28:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  129


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,393 | بازدید دیروز : 24,373 | بازدید کل : 133,591,236
logo-samandehi