ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به وقت قرنطینه

به وقتِ شومِ قرنطینه، نفیر چلچله ها در حصر
دلم به فکر غزل افتاد، زبانِ فاصله ها در حصر

به روی صحنه ی کاغذها،سماع واژه تماشایست
قلم به شوق و شعف میداد،جوابِ مسئله ها در حصر

دوباره مونس من گردید ، مرور مکتبِ مولانا
همین که دیو رکود آمد،سراغ مشغله ها در حصر

امید این دل غمگینم، شد او که خواجه ی شیراز است
که در قرابتِ با حافظ، پُرم ز حوصله ها در حصر

اگرچه ساقی دُردانه ، سَبوی باده به دستم داد
ولی تمامی هوشم بُرد ،همین مغازله ها، در حصر

خوشم که وصلِ به معبودم،به بطنِ جان و دلم شور است
کنون که مجلس عیشی نیست،صدای هلهله ها در حصر

روم به درگه احسانش،همیشه خوانِ خدا پهن است
قسم به برکتِ بی پایان، به رقصِ سنبله ها در حصر

پناه آنکه شده امروز ، بنای محکم اطمینان
چه بیم و واهمه دارد از ،وقوع زلزله ها در حصر

دوای درد جهان عشق است،طبیب حاذق اگر خواهد
زداید از رُخِ این دنیا ، تمامِ آبله ها در حصر

یقین که حیطه ی قدرت هست،به دست پادشهی قادر
چه خوش شود که دهد پایان،به خشم و ولوله ها در حصر

زمانِ منع تردد داد ،به روح خسته ی من فرصت
که رو به قبله شوم این بار،به ذکرِ نافله ها در حصر

سوارِ مرکب ایمان شو ، عزیزِ رفته به بیراهه
در این زمان که مسافر نیست،برای قافله ها در حصر

گرفته ای چو بَسی نعمت،ببخش،آنچه توانت هست
بدان زیان نبری هرگز،از این مبادله ها در حصر

مباد در دل تو حُزنی، وَ دخلِ کاسبیت اندک
کنون که گاو زمان زائید ، به جهد قابله ها در حصر

رسد به خانه ی آرامش، خدا کند به سلامت، زود
خیالِ هرکه برآشفته، هجومِ غایله ها در حصر

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/4/30 در ساعت : 22:39:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  254


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,062 | بازدید دیروز : 25,031 | بازدید کل : 144,761,764
logo-samandehi