ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اینجا وطن از خاک ایران حرف دارد

در آسمان   انگار باران     حرف دارد

هر قطره با   رقصی پریشان حرف دارد

اطراف ِ  من  گویی دهان   وا کرده   از درد
در این غزل خودکار ِ بی جان حرف دارد

قرص  ِ  مُسَکِن ،  زخم ها .....  تکرار  ِ صحنه
بیخوابی  ِ هر شب ...... فراوان حرف دارد

 

 بوی عجیب شیمیایی  .......جبهه ی تب

این سرفه های خشک ِ  پنهان     حرف دارد


 حتی پلاک ِ  کهنه ی    بابای    پیرم
بی رنگ و رو    در لای    قرآن حرف دارد


 مثل شب ِ یلداست........ تاریک است و ممتد

چشمی که نابیناست    هر  آن    حرف دارد

از چکه چکه   درز ِ  سقف ِ خانه پیداست
سرمای   بی رحم ِ   زمستان    حرف دارد


مادر     دو باره    وصله زد   پیراهنش را

نخ سوزنش ساکت ولی.... هان .....حرف دارد


 در خاطرات خاک خورده یک بغل یاس
روئیده  .... اما خاک ِ گلدان ........حرف دارد

در خاک خوزستان هوا لب تشنه و داغ
کارون خشک از بغض ِ باران حرف دارد

 برق ِ پلاک ِ خاک خورده لای مرداب
درنور ِ بی رنگ ِ  شهیدان حرف دارد

از  مردمان تشنه و عاصی و مظلوم
این خطه از خون دلیران حرف دارد

اینجا جنوبی های تبریز و  شمال است

اینجا وطن از خاک  ایران  حرف دارد.....................


اکرم بهرامچی

کلمات کلیدی این مطلب :  کارون ، باران ، ایران ، شیمیایی ، حرف دارد ، بهرامچی ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/13 در ساعت : 2:25:57   |  تعداد مشاهده این شعر :  256


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

هدايت كارگر
1400/5/14 در ساعت : 20:55:12
سلام و ارادت
غزلی سخاوتندانه از سرکار خواندم و لذت بردم؛
پر و پیمون
هادی ارغوان
1400/5/18 در ساعت : 15:46:19
سلام.
وقت بخیر.
از قول شفیعی کدکنی در جایی خواندم : وقتی قدرت احضار کلمات کم می‌شود سر و کلهٔ عناصر دیگری مانند سه‌نقطه بیشتر پیدا می‌شود.
در یک سرودهٔ سیزده بیتی، حدود هشت یا نه بار استفاده از سه‌نقطه‌گذاری- و اکثراً بیش‌ از سه‌نقطه- حتی اگر بخواهد پیام و لحن خاصی را القا کند- که چنین اتفاقی هم نیفتاده- خوانندهٔ شعر را سردرگم می کند و این‌جاست که مکث‌های پی در پی خواندن شعر، نقل قول مذکور را قوت می‌بخشد.
۱.باران همیشه حرفی برای گفتن دارد، و برای شنیدن و دیدن و بوییدن و.....
اما باران در محدودهٔ آسمان تا زمین از چه می تواند حرف بزند که تازه باشد و مطلع شعر با آن دل‌نشین بشود؟ از رعد و برق؟ از رگبار؟ از تندر؟ یا از سیلاب که هیچ شناختی از آن ندارد؟
شاید هم از مادرش ابر.
وقتی هوا ابری ست باران حرف دارد
۲.هنگامی که به اطراف خود نگاه می‌کنیم یا در صدد جستجوی چیزی هستیم و یا به هوای تماشای منظره ای.
اطراف، جمع طرف است و (طرف‌های من دهان از درد وا کرده) بی معنی است و از نظر دستوری غلط.
منظور شاعر احتمالاً این است که در اطرافش همه‌‌چیز دهان واکرده اند تا از درد بگویند ولی در منظوم کردن آن موفق نبوده است.

۳.در این غزل خودکار بی‌جان حرف دارد
ترکیب خودستایانهٔ شعر- و نه شاعر-: (در این غزل) می توانست عمومی تر باشد مثلاً:
ًدر هر غزل
حتی همین
می‌دانم این
بی شبهه این
۴.این درست است که شاعر نحو را فدای ترکیب می‌کند، اما اجزای نحو نمی‌توانند به یکباره نادیده گرفته شوند:
از (چکه‌چکه) درز سقف خانه پیداست، بسیار نارسا ست، انگار که( چکه‌چکه) خودش منظر و تماشاگاهی مثل پنجره است.
هرچند، یکی از معانی درز سوراخ است اما در زبان امروز، درز برای دیوار و پارچه استفاده می‌شود و به ندرت برای سقف و کف به کار می‌رود.
با توجه به موسیقی درونی شعر، درستش می‌توانست این باشد:
از چک‌چکِ سوراخِ سقفِ خانه پیداست.

۵.بداهه سرودن بسیار خوب است، اما نباید بداهه را به قول عکاس‌ها بدون رتوش ظاهر کنیم:
نخ سوزنش ساکت ولی.... هان .....حرف دارد
آیا (نخ سوزن) حرف دارد؟
(مادر) حرف دارد؟
یا قافیهٔ (هان)؟
شاید این بهتر باشد:
نخ سوزنش اما کماکان حرف دارد.

۶.برق ِ پلاک ِ خاک خورده لای مرداب
پلاکِ خاک‌خوردهٔ لای مرداب، چگونه می‌تواند برق بزند؟
روی مرداب هم رؤیت‌اش سخت است چه برسد به لای مرداب.

۷.متأسفانه در مقطع شعر نیز شاعر توجهی به دستور زبان ندارد:
اینجا جنوبی های تبریز و شمال است
همچنان مبهم.

نکتهٔ آخر این‌که سه‌نقطه و نقطه گذاری بی حدو حصر، نه تنها کمکی به القای معنای مورد نظر نمی‌کند،که حتی در سپیدسرایی هم افراط در آن نکوهیده است. چه برسد در غزل که چشم‌آزار هم می‌شود.
امروزه در دروس نگارش و ویرایش نقطه‌گذاری های این چنین، تابع اصول خاصی هستند.
اکرم بهرامچی
1400/5/31 در ساعت : 16:15:2
سلام آقای ارغوان گرامی
ممنونم .....وقت گذاشتید و بیت بیتم را نظاره گر ......بودید
اکرم بهرامچی
1400/5/31 در ساعت : 16:26:21
هادی ارغوان
1390/10/25 در ساعت : 0:50:57
اشعار ده سال پیش رو که تو این سایت گذاشته بودم و نظرات شاعران عزیز رو مرور میکردم که اتفاقا با نظر آقای ارغوان گرامی ذهنم تلنگری به من زد این عین نظر آقای ارغوان است در ده سال پیش
تغزل نقطه ی عطف کارهای تان است ؛ همیشه درانتخاب مضامین و واژه هاتحسین تان می کنم.
پایدارباشید و شاعربمانید.
ممنون.
سلام آقای ارغوان
ممنونم از حضور خوب ِشما ....معمولا قالب شعر و سبک اون برام زیاد فرقی نداره ولی غزل کلاسیک رو خیلی دوست دارم سپاسگزارم از تشویق هاتون
هادی ارغوان
1400/6/2 در ساعت : 0:57:59
سلام
اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام.
حتی به این نتیجه رسیده‌‌ام که آثار قبلی خود را که برگزیده هم شده‌ بودند باید دور بریزم!
اگر بفرمایید دیگر نقدتان نخواهم کرد.
با احترام.
اکرم بهرامچی
1400/6/1 در ساعت : 17:3:25
این نظر ایشان دقیقا روی همین غزل انگار باران حرف دارد در ده سال پیش است من انکار نمیکنم که شاید سروده ی من ایراد و اشکالی داشته باشد قطعا اگر بخواهیم ایراد بگیریم کمتر شعری بدون ایراد است من برای آقای ارغوان احترام بسیاری قائلم .ممنون
معین حجت
1400/5/13 در ساعت : 10:5:39
سلام و عرض ادب ...
دستمریزاد ، بسیار عالی سروده اید بانو ...
اکرم بهرامچی
1400/5/13 در ساعت : 13:24:7
سلام آقای حجت گرامی
بسیار سپاسگزارم از عنایت شما
ابراهیم حاج محمدی
1400/5/13 در ساعت : 12:39:25
درود / و دست مریزاد
مثل شب یلدا که تاریک است و ممتد
چشمی که نابیناست هر آن حرف دارد
اکرم بهرامچی
1400/5/13 در ساعت : 13:26:25
سلام آقای حاج محمدی گرامی
بسیار سپاسگزارم از حضور خوب شما و توجه شما اما اگر (که) دوبار در یک بیت بکار برده شود زیبا نیست و حشو هم تلقی میشود
ممنونم از شما
بازدید امروز : 12,893 | بازدید دیروز : 22,269 | بازدید کل : 135,013,406
logo-samandehi