ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اشکی ازان چشمان درخون خفته جوشید
از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد_ یاد از علی و کوفه و زهر و پسر کرد_ خورشید را در کیسه اش میبرد با خود_ باور نمی کرد -ایستاد و یک نظر کرد_ خونین و مالین عطر یاس و صوت یاسین- در کیسه می پیچید و او یاد از قمر کرد_ اشکی از آن چشمان درخون خفته جوشید_ وقتی که یاد از ضربت و زخم پدر کرد_ ناگاه یاد دود پشت در که افتاد_ اشک رها در کیسه پشت کینه تر کرد_ از پیچ آخر هم گذشت و دست لرزان_ آخر کلیدش را میان قفل در کرد_ در ظلمت کاشانه اش پیچید عطری- که اهل بیت خفته اش را هم خبر کرد_ اوکیسه را میبرد سوی مطبخ و خاک_ خود را به خون گرم اقا مفتخر کرد_ جوشید خون در خاک آن ویرانه و زن_ باهر چه خون را شست خون از نو ثمرکرد_ توی تنورخانه ی خولی دو تا دست_ خود را میان خار و خاکسترسپر کرد_ اغوش بی بی پر شد از لبخند آن سر_ هفت آسمان را زجه ی مادر خبر کرد_ با خون وخاکستر قیامش منتشر شد_ تا نقشه های کفر و کین را بی اثر کرد_ درکربلا با ابرهه جنگید و دیدند_ باغ گل مولا چه با تیر و تبر کرد.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/6/12 در ساعت : 0:35:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  218


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1400/6/12 در ساعت : 19:48:46
باسلام و درود بانوی بزرگوار.
در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غلط انداز است یا من منظورتان را نفهمیدم؟

کاش اینگونه می شد : از شهر نامر دان چه مردانه گذر کرد

در مصرع دوم فکر کنم اشباه تایپی باشد ( ذهر)؟

در بیت پایانی ابرهه در کر بلا چه کاره است؟
وقتی جنایت کار ترین موجودات عالم هستی یزید و شمرند
نیاز نیست ابرهه جایگزین شود.
ابرهه قبل از پیغمبر اکرم ص خواست خانه ی خدا را خراب کند که پرندگان ابابیل بر او تاختند و موفق نشد در آنجا جنایتی انجام دهد و آن سال عام الفیل لقب گرفت .

در کربلا باشمر می جنگید دیدند...
عذر خواهم جسارتم را ببخشید نظرم را گفتم
پروین برهان شهرضایی
1400/6/14 در ساعت : 10:13:5
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقدس امام دراونه.
مصرع اخر هم سلیقه ی شاعربوده،که سپاه شام رابه ابرهه تشبیه کرده.
بازدید امروز : 16,205 | بازدید دیروز : 20,758 | بازدید کل : 143,816,065
logo-samandehi