ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ازغصه ی نان شب وبابای بیکار
ازهرچه خوبی و خوشی که آفریدند
در فال شاعر غیر غم چیزی ندیدند
ماهم به سهم خویشتن شادیم ای دوست
در بوستانش با غم آبادیم ای دوست
از درد مردم گفته ایم و از زمانه
ازتیرکه درقلب هامان کرده خانه
از چار پایه که اگرچه شد کشیده
مازنده برداریم واین شد یک پدیده
از سیبل که هستیم ما و رام هستیم
ازشعله که بر روی ان ارام هستیم
از غصه ی نان شب بابای بیکار
ازگریه ی پنهان مادر پشت دیوار
از کشتن نوزاد ها در بطن مادر
از نسل کارتن خواب وازان نسل دیگر
از ظلم و ازاجبار زن بودن در این خاک
از ساده ومعصوم بودنهای ناپاک
از ظلمهای خانگی ،ازکشت وکشتار
از رازهایی که خدا داند و دیوار
از پارکهای پایتخت و اخر شب
از زیر پلهای خمارش در غم و تب
از غیرت و از ابرو و عرف و مردم
از دین اصلی و خدایی که شده گم
از سنگریزه ریختن در بار گندم
بیرون کشیدن لقمه را از حلق مردم
از اب بستن به هرانچه مایعات است
رد حقیقت پشت کوه شایعات است
از سم که با سبزی وبا هرچیز خوردیم
از علت اینکه پر از پرهیز ،مردیم
از بی حد و اندازه فرعون افریدن
از حق کشی وظلم وکوری وندیدن
از پینه برپیشانی و از لقمه درخون
خشکاندن زاینده رود و مرگ کارون
از مسجدی های رباخوار پراخلاص
پامنبری های پر از رویای تگزاس
از آب ودارو بستن به گله داری
از جنگ هورمونی ودرد مرغداری
از خیر از شر از تمام زندگی ها
از پادشاهی های وحشت ،مردگی ها.

کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/10/12 در ساعت : 16:8:50   |  تعداد مشاهده این شعر :  56


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 4,817 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,293,534