ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



از من بگریزید

من داغ دل آدمم  از من بگریزید
تصویر غم  عالمم از من بگریزید
 
نه خاکم و نه بادم و نه آبم و آتش
دریایم و کم از نمم از من بگریزید
 
آینده من در گرو حال کسی نیست
آینده پر  مبهمم از من بگریزید
 
من زاده عصیانم و همبستر طوفان
پرورده دست غمم از من بگریزید
 
ای شعر سرایان و خدایان سخن من 
همقافیه با ماتمم از من بگریزید
 
ای نغمه نوازان ننوازید مرا من
آمیزه زیر و بمم از من بگریزید
 
آن دم که نفس می رود و آمدنش نیست
من زنده به  آن یک دمم از من بگریزید
 
نه تابعی از کسرم و نه تابعی از ضرب
من حاصل بیش و کمم از من بگریزید
 
از عهده عهد من لاقید نیایید 
گه سستم و گه محکمم از من بگریزید
 
با من ننشینید که سودی ننمایید
من حال دل بر همم از من بگریزید
 
آن دم که نهد تیغ به پهلوی عزیزش
آشوب دل رستمم از من بگریزید
 
 
شهودی 9آذر 1400

کلمات کلیدی این مطلب :  گریز ، عقل ، عشق ، دیوانه ، شهودی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/22 در ساعت : 14:3:45   |  تعداد مشاهده این شعر :  54


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,372 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,296,089