ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - طاعات و عبادات شما قبول درگاه الهی - طبع سیالی دارید و شعرهای خوبی - اما اگر من    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان بزرگوار ... - طاعات و عبادات تان مقبول درگاه الهی ...<   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد طارق خراسانی بزرگوار ... - طاعات و عبادات تان مقبول درگاه اله   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام - صد رحمت به غیرت ادبی شما - گویا دراین کشور وسایت فقط ازدرددمردم نباید گفت ،من یک شعرسی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
متاسفانه همینطور است در این سروده چند سطری هرچه از سطر اول فاصله می گیریم وزن مخدوش تر است به گونه ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات متاسفانه در بعضی از اشعار با وجود این که جای معنا تا حدو   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ملکه
ملکه
من ملکه ی داستان خودم هستم
نه دستی خواهم بهر نوازش
نه قلبی بهر محبت
نه عشقی بهر ادامه
من آن زمان که پدرم، مرا عاشقانه دوست داشت، ملکه ی داستان خودم گشتم
آن هنگام که آغوشش به رویم باز بود تا تمام اشک‌هایم را در میان بازوانش، مخفی کنم، ملکه ی داستان خودم شدم
وقتی چون کوهی مرا در برابر نامردی ها پشتیبان بود، ملکه ی داستان خودم شدم
وقتی یار، زیبایی های مرا ندید و مرا شکست، شکسته های قلبم را با دستان مردانه اش جمع نمود و من ملکه ی داستان خودم شدم
زمانی که افتادم و منتظر ماندم تا کسی مرا بلند کند، با غرور مرا بلند کرد و من مخفی در غیرت و مردانگیش شدم
من محتاج هیچ قلب نامردی برای زنده ماندن نیستم، پدرم مرا بس است
بلی من ملکه ی داستان خودم هستم

زهرا ایمانجانی
کلمات کلیدی این مطلب :  ملکه داستان خودم هستم ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/11/3 در ساعت : 18:49:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  73


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,463 | بازدید دیروز : 26,466 | بازدید کل : 141,611,313