ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده بهاریه
قصیده بهاریه؛ تقدیم به مردم اوکراین

 

به رقص آمده برکه به زیر بال قو
به گفتگو بنشسته شکوفه با شب بو

به بادهای بهاری خبر رسانده صبا
همان که دست حریصش کشانده روی جو

دو پاره گشت اگر آسمان به ضرب رعد
دوباره باد کند زخم های ابر رفو

از آبشار فرو ریخت نور بر سایه
بسان موی پریشان که شانه زد بانو

زمین خشک به سیلاب زنده شد اینک
ببین هوای بهاری شده است چون دارو

کنون زمین خدا در بهار می خندد
گرفت دشت و گلستان نشان از مینو

به روی آب بلم می رود چو مرغابی
میان رود در آن سو گذر کند راسو

به عمق برکه فرو می خزید ماهی خوار
کنار نهر نهان شاپرک به جست و جو

تمام ظاهر پروانه گوید این را که
چگونه در نظر گل شود کمی خوش رو

چگونه باز کند حرف های مانده به دل
و نکته نکته بگوید چه رفته موی به مو

خزیده تاک جوان عاشقانه بر افرا
از آن به راش و به آزاد دار و بر مازو

به بید و لرزه ی سردش نگاه کن یک بار
بغل نموده خودش را به سینه زد بازو

نه عشق دارد و یاری نه آرزو انگار
چه بی صدا غم خود را چنین نموده رو

به روی شاخه جوانه زده است نارنگی
چقدر غنچه ی نارنج پخش شد هر سو

به آب بسپرد این برگ ها نسیم بهار
شبانه روز کند باغ را چنین جارو

کنون به وسعت یک دشت زندگی ارزد
چو خواب وحشی جنگل به چشم یک آهو

ولی هنوز جهان خون و مرگ می جوید
که مثل قبل به جنگ و قتال دارد خو

به روسیاهی روسیه لحظه ای بنگر
ببین که جنگ فقط این زمان کند ترسو

به دست مردم اوکراین رنج و بدبختی
به سر رسد چو زمستان سیبری و باکو

دوباره کشور اوکراین می شود آرام
اگرچه مانده زمانی به زیر گام عدو

میان عشق و تنفر شباهتی باشد
شبیه آن دو نگینی که می کند جادو

اگر شمیم محبت رسد حوالی جان
برای اهل جهان زندگی شود نیکو


موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/1/8 در ساعت : 12:22:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  81


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,553 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,186
logo-samandehi