ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



محبوبم!
 
 محبوبم!
 از دیروز
 یا چکه‌ای بیش از پیش
 اندازه‌ای که مترش نکرده‌ام
 خوابیده است چشمانم
 با چشمک به مرگ
 در گوشه‌ٔ پوشه‌ای که
 باز نخواهد شد زودتر از هرگز!
 حالا حیف است
 در وسعتِ بی احتمالیِ رؤیتِ رویت
 فلوتِ فکر را در آوردم از جیب
 _ با نتِ بیخودِ هیزِ بی همه‌چیز
 بخشکانم رُزگلِ پشتِ پنجره‌ٔ لبخندت را!


 
 مرا ببخش!
 بیا اصلاً بی اعتقاد به سرعتِ بادی که
 شلیک می‌شود صدایِ شلاقش
 بر شقیقه‌ٔ چمن
 به‌جایِ ساعاتِ مقرّرِ تکرارِ چشم‌کوری‌ام
 بابِ دندانِ تماشا
 بیش از بسیار ببین!
 بیا برو به جمهوریِ جنگل
 با استقبال از
 جوانیِ حرف و پیریِ جمله
 به رویِ کاج با تاجِ چشم بخند!
 چلچله و بلبل را
 بی زحمت
 بدونِ از دست‌دادنِ فرصت
 به مسابقه‌ْ تصنیف
 _ بی تحریفِ آواز دعوت،
 گونه‌ٔ پونه و بابونه را ببوس!
 با اعتماد به نعلِ نه برعکسِ اسب
 در دشتِ مرکزی زندگی بتاز!
 مصرعی
 بیتی
 از شعرِ امواج را با پریِ دریایی
 در گوشِ بی مسئله‌ٔ ساحل بخوان!
 وَ خیلی چیزهایِ دیگر را
 عزیز ریز ریز
 با عینکِ تمیز
 بدونِ اتفاق با حسی مریض
 حتّیٰ وقتِ غیظِ مِه
 با رنگی غلیظ
 به‌جایِ من
 به‌جایِ چشمانم
 به‌جایِ خودت
 به‌جایِ چشمانت
 با احساسی لذیذ ببین!



 راستی یادت نرود
  آیینه را از دیدارت مدیون
 _ مجنون
 سر باز تر از همیشه
 باز با ایجاز
 چشمانت را پیشِ چشمِ علاقه و عاطفه
 به‌جایِ من نه تن
 بدونِ فصلِ فاصله ببوس!
 وَ بدان محبوبم
 هنوز خوبم
 هنوز تاریکی توانِ تحریکم را ندارد
 هنوز آینده نزدیک است
 هنوز دوری دروغی بیش نیست
 هنوز آزادی مسیرِ برگشت است
 وَ هنوز عشق مادرِ آدم‌ و حواست!


 
 خوشحالم
 خوشبختم
 هم‌پایِ شعر
 شاعرانه می‌بینی!


 
 خدا را شکر
 هنوز قاف ققنوسی دارد
 که پا به آتش می‌گذارد! 
  خدا را شکر!



 سیدمحمدرضالاهیجی
 

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/1/26 در ساعت : 3:28:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  140


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,198 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,831
logo-samandehi