ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



باران 2

 

کنون باران به شهر ما صفا داد

صدایش بر دل ماهم جلا داد

من و باران قراری نغز داریم

که در هنگام دل تنگی بباریم

بزن باران بزن خیس و ترم کن

چو خیس خیس گشتم باورم کن

بزن باران که دارم صد بهانه

برای ناله کردن از زمانه

بزن باران که احوالم خراب است

دو چشمم لجه ی دریای آب است

بزن باران که غم دارد دل من

سرشته شد به غم آب وگل من

بزن باران که دنیا پر فریب است

پراز درد و پر از رنج و رقیب است

بزن باران بزن حالم نکو کن

جراحت های این دل را رفو کن

بزن باران دلم را با صفا کن

گلم را با محبت آشنا کن

بزن باران که دیگر دیر دیر است

بزن باران زمین خشک و کویر است

بزن باران که این دل تنگ تنگ است

میان دیده و دل جنگ جنگ است

که ای دل دیگر از عشقش حذر کن

که ای دیده زمه رویان گذر کن

چو باران ومن و این داستانیم

بزن باران که ماهم می توانیم

کلمات کلیدی این مطلب :  باران ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/3/15 در ساعت : 15:5:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  38


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,445 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,078
logo-samandehi