ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آیینه ی تمام نمای غدیر ....
دریادلی که جلوه ی نعم الامیر بود
آیینه ی تمام نمای غدیر بود

بر کردگار واحد مطلق اگر ولی
بر مصطفی رسول گرامی سفیر بود

در پیچشی ز طرّه ی طرّار موی او
دلهای سالکان طریقت اسیر بود

خورشید این هزار پر کهکشان تراز
شمعی نشسته بر سر راهش حقیر بود

در ذیل نور قائد غرّالمحجّلین
بس لیلة المبیت که روشن مسیر بود

آن حیدری که حیّه درش خواند کردگار
در بیشه زار عشق هژبری هژیر بود

اقلیم علم و معرفت و عشق را مدام
دریادلی خجسته و روشن ضمیر بود

هنگام رویکرد خطرهای جانگداز
آتش به اختیار امامی خطیر بود

چشمی گشوده سوی بشیر و نذیر داشت
عین اللهی که در دوجهان بی نظیر بود

راه گریز جز به ولای علی نداشت
گر منکر سقیفه دلی ناگزیر بود

جانها فدای جلوه ی برنای هاشمی
کز بهر هر مرید مرادی مدیر بود

یک عمر گفته ام علی و تا به روز حشر
ذکری چنین خوش است مرا گر کثیربود.

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/25 در ساعت : 17:57:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  70


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,405 | بازدید دیروز : 18,224 | بازدید کل : 143,766,634
logo-samandehi